و كهتك ( ميناب و بندرعباس ) و كهته ( سيرجان ) كهتهرود ( شهر بابك ) و غيره است و طبيعى است كه واژهء خانه در محلى بيايد و جزء دوم « او » همان تخفيف يافتهء كلمهء « او » است از واژهء اوستايى او
( Ow )
و به معناى آب است و جزء سوم « ئيه » پسوند نسبت است .
كه در بسيارى از نامواژهها ديدهايم و داشتهايم و بنابراين معناى نامواژه مىشود آبخانه و محلى كه منسوب است به آب و خانه يا آنجا كه خانهء آب است و آب فراوان دارد .
كهران
Kahr n
اين نام دلنشين قشنگ ، نام يكى از محلات شرق اصفهان است كه در روزگاران قديم آباد بوده است و به صورت ديهى بسيار نزديك به اصفهان از آن ياد شده است . امروز از آن اسمى باقى است . و در شمال تلوازكان و پاقلعه و جنوب احمدآباد قرار دارد .
كهران به فتح « ك » اول ، در لهجهء فارسى اصفهان گاهى كران گفته مىشود و گاهى كاران ، يعنى با فتحهء كشيده پس از « كاف » مفتوح اول . ياقوت حموى در كتاب معجم البلدان خود از آن نام برده و آن را با تشديد « ر » و فتح « ك » آورده است و مىگويد ( محلة مشهورة به اصبهان و قد نسب اليه من لا يحصى من اهل العلم و الرواية ) . از اينجا معلوم مىشود كه كهران ما صاحب نام و شهرتى بزرگ بوده است و بسيار آباد ، كه به اين جهت ياقوت مىگويد : عدهء بىشمارى اهل علم و روايت به آن منسوب بودهاند . « 1 »
در سنوات اخير ، ديگر اين محلت و زمينهاى آن جزو اصفهان شده و چيزى از كهران به آن نام شناخته نيست . به خاطرم هست كه در ايام طفلى سه نام را باهم مىشنيدم : كهران ، احمدآباد و سيد احمديان كه سه ديه بزرگ بودند به هم پيوسته و بههرحال اينك جزو شهر اصفهان به شمار مىآيند و ديگر چيزى از آنها بجز نامشان باقى نمانده است و حالت روستايى آنها بهكلى محو شده است ، بپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
اگر كهران را تقطيع كنيم فورا به سه جزء « كه + ر + ان » مىرسيم . جزء اول همان است كه مكرر ديدهايم و گفتهايم در واژهء « كهريز و كاريز » و « كه » ( به كسر اول ) و « كىّ » ( به تشديد « ى » ) وجود دارد . واژهء « كهريز » به معنى قنات ، خود از دو جزء « كه + ريز » تركيب
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ذيل همين عنوان .