ببينيم كوهن يعنى چه .
واژهشناسى :
كوهن درست معادل همان كوهان اصفهان است منتهى جزء آخر يعنى « هان » به صورت « هن » درآمده است . در تقطيع اين واژه به صورت « ك + آو + هان يا هن » تجزيه مىشود . جزء اول « ك » همان واژهء « كه » است به معناى كاريز و جزء دوم همان واژهء قديمى « آو » به معناى آب است كه مورد علاقهء طوايف آريايى و ايرانيان قديم بوده است كه به هر صورت نام آب و موجب حيات و زندگى را ، در نام زيستگاههاى خود بياورند و جزء سوم همان « هن » يا « هان » است كه در هنجن « 1 » و فراهان داريم . با اين نام به صورت كوهان در اطراف كشور امكنهاى چند نامبردار مىباشد از جمله كوهان ( دماوند ، شاهرود ، نجفآباد ) ، كوهانك ( دزفول ) ، كوهان ( قصرشيرين ، نهاوند و غيره ) و به صورت كوهين درست معادل كوهان در بندر لنگه ، تفرش ، قزوين ، همدان و غيره . همچنين رجوع شود به كوهان .
كويجان
Kuyj n
در بحث از اين نامواژههاى كوى ، كويجان ، كويان و كويجه مقصود اصلى ما دو ديه كويجان و كويجه است و كوى كه جايى است در شهركرد و كويان كه جاى ديگرى است در آباده به مناسبت آورده شد تا امكان مقايسه و فهم درست نامواژه حاصل شود . اما كويجان ما ديهى است در دهستان بهاباد يزد . چندان ديه كوچكى نيست و به حساب ديگر ديههاى اين دهستان كه جز يكى دو سه ده جمعيتى بالاتر از 200 دارد . اين ديه چون در سال 1345 جمعيت آن را 206 نفر برآورد كردهاند ، بايد ديه نسبتا معتبرى در اين ناحيه به شمار آيد . « 2 »
ناحيهء بهاباد برحسب نامواژههاى كهنى كه در آن تا امروز وجود دارد بايد ناحيتى بسيار قديمى شمرده شود و در حقيقت يكى از مراكز مهم تمدن و زيستگاههاى آريايى بوده است . نامواژههايى مثل كهنويه ، مدن ، هميجان ، فوديج ، زاركوئيه ، خارنگ و خارنگان و غيره همه قدمت خود را جار مىزنند . « 3 » تمام دهستانهاى يزد و خود آن از قنات مشروب مىشود و وجود اين شهر و ساير شهرها و ديههاى وابسته به آن بزرگترين نمايشگر هنر كهن ايرانى
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : اين عنوان در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 105 .
( 3 ) - ن . ك . به : نامواژهء يزد و مضافات آن در همين فرهنگ .