شده است جزء اول آن همان « كه » است كه گاه باشد ، « كاه » بخوانند و به معنى آب است بالعموم از آن قنات اراده مىشود و جزء آخر آن « ريز » همان است كه ريز هم تلفظ مىشود و « ريز » و « ريس » هر دو يك كلمه هستند كه برحسب تلفظات لهجههاى مختلف به اين صورت در مىآيد و در هر صورت به معنى ميدان ، محل و جايگاه است . بنابراين « كهريز » و « كاهريز » جايى است كه آب تراويده از زمين ميدان مىگيرد و روان مىشود و جريان مىيابد . اصلا « چاه » و « چه » صورت ديگرى از « كاه » و « كه » است .
جزء دوم « ر » ( در كهران ) حرف وقايه يا هموند است - براى سهولت تلفظ - و جزء آخر پسوند نسبت و كثرت است . يعنى به جاى تلفظ دشوار « كه آن » مىگويند « كهران » و اين مسأله در تطور كلمات بسيار رايج است چنان كه در امثلهء متعدد ديدهايم . وجه ديگر مىتواند چنين باشد كه « كهر » يا « كرّ » را به معنى قنات بدانيم همچنانكه در « كرسنگ » و غيره و جزء دوم را « ان » پسوند در نظر بگيريم .
اين را هم اضافه كنم كه ديده مىشود واژهء « كهران » به صورت « كهلان » در مىآيد و در سنوات اخير برخى نام خود را كهلان و كهلانى مىگذارند و از سابقهء آن اطلاعى ندارند ولى ما مىدانيم كه كهلان همان كهران است و باز مىدانيم كه حرف « ر » و « ل » در خط پهلوى يك علامت داشته است . پس اگر به خط پهلوى بنويسيم كهران خوانده مىشود كهلان و برعكس .
كهران ديگرى در اصفهان داريم كه ديه كوچكى است از دهستان كوهپايه . اين ديه در سال 1355 فقط 41 نفر جمعيت داشته است « 1 » و لابد اينك كمتر است . در اين ديه چيز چشمگيرى از روزگاران كهن نيست . ديهى است كوچك ، قناتآب ، كوهستانى ، صاحب بهترين آب و هوا در تابستان ولى محكوم به قلت آب ، كه دايما در اين كوهستان تا برسد به نايين ، آب كم و كمتر مىشود و مردم آن پراكنده مىشوند . زبان خاص مردم همان زبان است كه گفتهايم از حدود قهرود و اردستان تا برسد به كهنگ و نيسيان و تا برسد به نايين در دو طرف اين كوهستان به آن تكلم مىشود و اين لهجه با زبان مردم رودشت و جرقويه اگرنه يكسان باشد سخت نزديك است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به لغتنامهء دهخدا ذيل همين عنوان .