عادل است كى احوال و آثار او پوشيده نيست و بعضى از آن در اين كتاب ياد كرده آيد مختصر . « 1 »
21 . كسرى [ 1 ] هرمز بن انوشيروان ، يازده سال و چهار ماه
ولى عهد پدر بود و همچنين سيرت پسنديده داشت ، امّا در عدل مبالغتها [ 24
f
] كرد بيش از اندازه ، چنانك بزرگان دولت او از آن نفور شدند و اين شرح به جاى خويش داده آيد ، و مادر او دختر « خاقان قاقم » [ 2 ] بود ، خاقان تركستان ، بهرام شوبين « 2 » خروج كرد بر هرمز و يك دو سال ، نام پادشاهى بر وى بود ، پس مقهور شد ، بعد از هرمز بن انوشيروان .
22 . كسرى اپرويز [ 3 ] بن هرمز بن انوشيروان ، سى و هشت سال .
احوال كسرى اپرويز و آثار او مشهور است و بعد ازين ، شرح آن داده شود « 3 » .
در اين كتاب ، عاقبت او معلوم است كه چگونه بود ، پيغمبر ما - عليه السّلم - را « 4 » در روزگار وى ، وحى آمد و او را دعوت كرد ، او نامهء پيغمبر را بدريد و پيغمبر بر وى دعاى بد « 5 » كرد يعنى « چنانك نامهء من بدريد ملك او را نيست كن » « 6 » و اين دعا اجابت يافت .
شرح
[ 1 ] . كريستن سن مىنويسد : هرمز چهارم در سال 579 ميلادى جانشين خسرو اول شد ، او بيش از انوشيروان مستحق لقب عادل بود ، بند وى و گستهم به كاخ سلطنتى درآمدند و هرمز را خلع كرده به زندان افكندند و كور كردند ، هرمز كه بيست و دومين شاه ساسانى بود تا 590 ميلادى شاهى كرد . ( فرهنگ نامهاى شاهنامه ، ص 1101 ) .
[ 2 ] . مسعودى نام مادر هرمز را « قاقم » مىداند كه دختر خاقان بود اما ابن بلخى قاقم را نام خاقان مىداند ( فرهنگ نامهاى شاهنامه ، ص 1096 ) .
[ 3 ] . اين كلمه در پهلوىapparvejاست كه گاهى نيز به صورتaparvecآمده است كه به معنى پيروزگر و مظفر و فاتح مىباشد و در فارسى پرويز و در عربى برويز شده است . خسرو پرويز در سال 590 ميلادى در طيسفون به پادشاهى رسيد و پس از سى و هفت سال پادشاهى در 628 ميلادى كشته شد . ( فرهنگ نامهاى شاهنامه ، ص 362 ) .
هامش
( 1 ) .B: « را » ندارد .
( 2 ) .p: در اين مختصر ياد كرده آيد .
( 3 ) .bp: سومين .
( 4 ) .P: آيد درB: بالا نوشته شده .
( 5 ) .B: « را » حذف شده .
( 6 ) .B: يذرP: بذر
( 3 ) .P: ندارد .