تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
يزدجرد اثيم ، خواندندى « 1 » يعنى بزه كار « 2 » .

14 . بهرام [ 1 ] جور بن يزدجرد ، بيست و سه سال

اين بهرام جور ، پرورش به عرب « 3 » يافت و قصّه حال او بعد از اين كرده آيد « 4 » و سخت مردانه و نيكو سيرت بود .

15 . يزدجرد [ 2 ] بن بهرام جور ، هژده سال « 5 » و پنج ماه « 5 » ،

ولى عهد پدر بود و سيرت او داشت و او را يزدجرد نرم ، گفتندى از آنچ سليم بود .

16 . فيروز [ 3 ] بن يزدجرد بن بهرام ، چهار سال .

ولى عهد پدر بود و برادرش هرمز بر وى خروج كرد ، پس مغلوب شد . [ 23
f
]

17 . بلاش [ 4 ] بن فيروز بن يزدجرد ، چهار سال .

چون فيروز گذشته شد ، و از وى دو پسر ماند : يكى اين بلاش و ديگر قباد و در
شرح
جمعا به معنى « آفريده يزدان » يا « ايزد آفريد » مىباشد . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 1137 ) . [ 1 ] . بهرام پنجم كه در 438 يا 439 ميلادى درگذشت . به عقيده فردوسى مرگ او طبيعى بود . اما مورخان عرب و ايرانى وفات او را در نتيجه عشق به شكار دانسته و گفته‌اند روزى سواره به دنبال گورى ، اسب مىتاخت ناگاه در گودالى فرو رفت و . . به يافتن جسدش موفق نشدند . . . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 204 ) . [ 2 ] . فردوسى مىگويد : چون بهرام گور به 63 سالگى رسيد ، تاج شاهى به فرزند خود يزدگرد داد و يزدگرد پس از هيجده سال پادشاهى درگذشت و اگر چه از ميان پسرانش پيروز ، بزرگتر بود ، پادشاهى به فرزند خردتر خود ، هرمز واگذاشت كريستن سن مىنويسد در سال 457 ميلادى به مرگ طبيعى درگذشت . او را يزدگرد نرم خواندند ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 1140 ) . [ 3 ] . پيروز برادر كوچك هرمزد سوم ادعاى سلطنت داشت پيروز به او حمله برد هرمز اسير شد ، سلطنت پيروز 459 تا 484 ميلادى بوده است . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 272 ) . [ 4 ] . در شاهنامه آمده است :بلاش از بر تخت بنشست شاد * كه كهتر پسر بود و با مهر و دادچون پيروز در نبرد با خوشنواز كشته شد . بلاش به جاى پدر به پادشاهى نشست اما سوفرا به كين خواهى پيروز برخاست و قباد را كه به سال از بلاش مهتر بود و در بند خوشنواز بود ، رهانيد و بلاش را پس از چهار سال پادشاهى بر كنار ساخت كريستن سن مىنويسد : « بلاش ظاهرا مردى نيكو نهاد بود و پس از چهار سال سلطنت او را خلع و كور كردند » ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 179 ) .
هامش
( 1 ) .P: ندارد . ( 2 ) .p: « و پنج ماه » را ندارد . ( 3 ) .P: بغرب . ( 4 ) .B: ندارد . ( 5 ) .P: « و پنج ماه » را ندارد .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 83 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى