تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ميان ايشان منازعت مىرفت ، پس بلاش چيره شد و پادشاهى بگرفت ، قباد نزديك خاقان تركستان رفت و از وى مدد خواست ، خاقان هديه‌هاى بسيار به دو داد ، با او لشكر گران فرستاد تا اين بلاش را قهر كرد .

18 . قباد [ 1 ] بن فيروز بن يزدجرد ، چهل سال .

اين قباد ، پدر « 1 » كسرى انوشيروان است و مزدك خواردين « 2 » - لعنه اللّه - در روزگار او پديد آمد و او را گمراه كرد و طريقت اباحت نهاد و از شومى اين طريقت ، جهان بر قباد بشوريد و او را خلع كردند و برادرش را به جاى او نشاندند تا ديگر باره بيامد و پادشاهى بگرفت و اين قصّه بعد ازين ياد كرده آيد .

19 . جاماسف [ 2 ] برادر قباد ، سه سال .

چون لشكر قباد او را خلع كردند به سبب مزدك ، اين جاماسب برادرش را به جاى او نشاندند و اين جاماسب « 3 » حكيم بود .

20 . كسرى [ 3 ] انوشيروان [ 3 ] بن قباد ، چهل و هفت سال و هفت ماه .

پيغمبر ما عليه السّلم را « 4 » در روزگار او ولادت بوده است ، اين كسرى انوشيروان [ 4 ]
شرح
[ 1 ] . قباد در سال 498 يا 499 ميلادى به پادشاهى رسيد و در سن 80 يا 82 سالگى پس از چهل يا 43 سال پادشاهى در گذشت . [ 2 ] . جاماسپ ، برادر كهتر قباد ساسانى است كه با آنكه ده سال بيشتر نداشت به پادشاهى برگزيده شد ، اما پس از چندى قباد دوباره به قدرت رسيد و او را بر كنار ساخت . كريستن سن مىنويسد مندرجات تواريخ درباره او متفاوت است يكى گويد قباد را او كشت و ديگر مدعى است كه او را كور كردند و برخى چون طبرى معتقدند كه او را نفى بلد كردند ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 304 ) . بلعمى مىنويسد « جاماسپ شش سال در ملك مانده بود » . ( ص 146 ) . [ 3 ] . كسرى به كسر اول معرّب خسرو است . انوشيروان به معنى دارندهء روان جاويد است . [ 4 ] . بيست و يكمين پادشاه ساسانى است كه در سال 531 ميلادى به پادشاهى نشست و در 579 ميلادى درگذشت . او فرزند قباد ساسانى است و مادرش دختر سپاهبد بويه بود . پس از قباد ، بين انوشيروان و برادران او « كيوس » و « ژم » كشمكش درگرفت و عاقبت انوشيروان به پادشاهى رسيد در جنگهاى خارجى پيروز شد و در اصلاحات داخلى موفق بود . . . ( فرهنگ نام‌هاى شاهنامه ، ص 785 ) .
هامش
( 1 ) .B: بسر .p: پسر . ( 2 ) .B: خوردبن .p: خورد . ( 3 ) .B: برجاماسب . ( 4 ) .B: « را » ندارد .