بودهاند . حمد اللّه مستوفى خسو را از توابع دارابجرد شمرده است . [ 1 ]
در جنوب رونيز شهرچهء يزدخواست ، كه مقدسى و ياقوت آن را از توابع دارابگرد شمردهاند ، و باز در جنوب آن شهر لار واقع است . از لار هيچ يك از جغرافى نويسان قديم عرب و نيز مؤلف فارسنامه كه كتاب خود را در آغاز قرن ششم نوشته ، اسم نبردهاند و حمد اللّه مستوفى ، در قرن هشتم ، اولين مورخ و جغرافى نويس است كه از لار اسم برده گويد « لار ، ولايتى است نزديك كنار دريا ، مردم آنجا بيشتر تاجر باشند و سفر بحر و بر كنند و حاصلش غله و پنبه و اندكى خرما باشد و اعتماد كلى به باران دارند و مردم او مسلمان باشند . » . همزمان او ابن بطوطه كه در سال 730 لار را ديده است گويد محلى بزرگ است داراى باغهاى بسيار و بازارهاى نيكو . در زمان شاه شجاع ، از سلاطين آل مظفر ، در اواخر قرن هشتم و سپس در دورهء فرمانروايى اعقاب امير تيمور ، لار مركز ضرابخانه گرديد و اين مطلب ثابت مىكند كه شهر مزبور در آن اوقات شهر بالنسبه بزرگ و با اهميتى بوده است .
فرگ ، در سه منزلى جنوب خاورى دارابگرد ، هنوز شهر مهمى است .
مقدسى كه آن را به صورت فرج نوشته گويد مجاور آن شهر برك است و چنين به نظر مىآيد كه اين هر دو اسم فقط صورتهاى مختلفى از اسم اصلى فارسى محل مزبور است . شهر برك بر روى پشتهاى به شكل كوهان شتر ، دو فرسخى كوهستان واقع بود و مسجدى پاكيزه و نيكو در بازار داشت . اما شهر
هامش
[ 1 ] . ابن خرداد به 52 - اصطخرى 108 ، 116 ، 122 - مقدسى 422 ، 323 ، 454 ، 445 - فارسنامه 69B -مستوفى 181 تلفظ « روبنج » كه ناشر كتاب مقدسى آن را اختيار كرده ظاهرا از ياقوت ( جلد دوم ، صفحهء 828 ) گرفته شده زيرا ياقوت تهجى اين كلمه را حرف به حرف ضبط كرده است . در نسخههاى فارسنامه و حمد اللّه مستوفى « رونيز » نوشته شده ( به جاى « رونيج » كه صورت قديمىتر است ) و اكنون رونيز اسم ناحيهاى در همان حول و حوش است ، بنا بر اين ظاهرا صورت روبنج كه در نسخ چاپى اصطخرى و مقدسى آمده در نتيجهء اشتباه ناسخ است و با اندك تغييرى در نقطهگذارى حروف اين كلمه مىتوان آن را به جاى روبنج ، روبنذ ، رونيج و رونيز خواند .