تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
بود اما آبش ناگوارنده است و در او غله و پنبه و ميوه و خرما بسيار نيكو باشد » . ياقوت گويد ميوهء آنجا به جزيرهء كيش صادر مىشود . در شمال خاورى ايگ شهر و ولايت نيريز ( به فتح و كسر « ن » ) در ساحل خاورى درياچهء بختگان ، كه زمانى درياچهء نيزيز هم به آن مىگفتند ، واقع است . مقدسى از مسجد بزرگ نيريز كه در بازار بوده گفتگو مىكند و هنوز بقاياى آن مسجد كه تاريخ سال 340 هجرى را دارد ديده مىشود . در ساحل آن درياچه شهر خير ، كه خيار و خيره نيز ناميده شده واقع است . اين شهر از قرن چهارم به بعد به عنوان منزل گاهى سر راه شيراز به كرمان در امتداد ساحل جنوبى درياچهء بختگان ذكر شده است . حمد اللّه مستوفى و فارسنامهء ابن بلخى ولايت خيره را به نام ميشكانات خوانده‌اند و كشمش آن ولايت معروف بوده است . نيريز و خيره هر دو داراى قلعه‌هاى مستحكم بوده‌اند . [ 1 ] در نيمه راه ميان خيره و ايگ شهر اصطهبانات واقع است كه جغرافىنويسان عرب آن را اصطهبانان و گاهى اصطهبانات نوشته‌اند و فارسى زبانان آن را براى اختصار اصطهبان ناميده‌اند . حمد اللّه مستوفى گويد « شهركى پردرخت است ، هوايى معتدل دارد و در او از همه نوع ميوه بود و آب روان بسيار دارد و در آن حدود قلعه‌اى محكم است ، به وقت نزاع با شبانكاريان ، اتابك چاولى آن را خراب كرد و بعد از آن معمور كردند » . اين قلعه در قرن ششم به تصرف طايفهء حسنويه درآمد . شهر فسا كه ايرانيان آن را پسامى گويند ، در قرن چهارم ، دومين شهر مهم ولايت دارابگرد و از حيث بزرگى با شيراز برابر بود . ساختمان‌هاى نيكو داشت و چوب‌هايى كه در آن ساختمان‌ها به كار مىبردند از درخت سرو بود . هوايى سالم و بازارهايى معمور با قلعه و خندق و حومه‌اى وسيع كه تا
هامش
[ 1 ] . اصطخرى 107 ، 108 ، 132 ، 136 ، 200 - مقدسى 423 ، 429 ، 446 ، 455 - فارسنامه 68B، 69A - B -مستوفى 181 - ياقوت : جلد اول 415 ، جلد دوم 560 . رجوع كنيد به مقالهء كاپيتان لوتLovettدر .J . R . G . sسال 1872 ، صفحهء 203 .