فارس ( 4 )
كورهء دارابجرد يا ولايت شبانكاره - شهر دارابجرد - دركان وايگ - نيريز و اصطهبانات - فسا و رونيز و خسو - لاروفرگ - طارم - سورو - تجارت فارس و صنايع آن - شاهراههاى فارس
ولايت دارابجرد ، خاورىترين ولايت از پنج ولايت فارس است و تقريبا همان ايالت شبانكاره مىباشد كه در زمان مغولها از فارس جدا شده بود و حكومتى جداگانه داشت . شبانكاره به گفتهء فارسنامهء ابن بلخى ( كه به هر حال اسم شبانكاره را بر ولايت دارابجرد اطلاق نمىكند . ) ، طايفهاى از خاندان فضلويهء ديلمان بودند و مذهب شيعهء اسماعيلى داشتند . در زمان سلجوقيان قبيلهء شبانكاره و كردها در جنگى كه با اتابك چاولى كردند ، بر وى غالب شدند و پس از اضمحلال سلجوقيان ، طايفهء مزبور بر ناحيهء خاورى ايالت فارس استيلا يافتند و آن ناحيه به نام ايشان خوانده شد . ماركوپولو ولايت شبانكاره را به نام « سنكاره » [ 1 ] در سياحت نامهء خود ذكر كرده ، طبق تقسيمى كه خود او نموده گويد : هفتمين ايالت از ممالك هشت گانه ايران است . به هر حال اسم شبانكاره امروز ديگر استعمال نمىشود و اين ايالت امروز به دارابجرد معروف است [ 2 ] .
هامش
[ 1 ] .Soncara[ 2 ] . رجوع به كتابThe Book of Ser Marco Poloبه اهتمامH . Yuleچاپ دوم ، لندن 1874 : جلد اول صفحهء 84 - ابن اثير ( جلد دهم ، صفحهء 362 ) شبانكاره را به صورت شوانكاره نوشته است .
رؤساى اين طايفه كه در آغاز قرن ششم به مقابلهء اتابك چاولى برخاستند ، فضلويه و برادرش حسود بودند .
كتابت اين اسم همان گونه كه فارسنامه نوشته به صورت حسويه ( به جاى حسنويه ) صحيحتر به نظر مىرسد