و مستحكم است ، دو دروازهء آهنين دارد يكى را دروازهء مسجد گويند چون به مسجد نزديك است و اين مسجد در ربض پهناور قرار دارد . در يزد نهرى بود كه از كوه حوالى شهر كه قلعهاى بر فراز آن بود سرچشمه مىگرفت . روستاى آن با اينكه به كوير نزديك بود ، نهايت حاصلخيزى را داشت ميوهجات فراوان آن به اصفهان صادر مىگرديد و در حوالى آن شهر معدن سرب وجود داشت . قزوينى دربارهء حرير يزد گويد حرير بافان يزد سندس را در كمال خوبى و محكمى به عمل مىآورند و به ساير بلاد صادر مىشود . حمد اللّه مستوفى گويد : « اكثر عمارات ظاهرى آن از خشت خام بود جهت آنكه در او بارندگى كم باشد و گلش به قوت است و شهرى نيك است و پاك و مضبوط حاصلش پنبه و غله و ميوه و ابريشم بود اما چندان نباشد كه اهل آنجا را كافى شود آبش از كاريزها و قنوات بسيار در ميان شهر گذرد و مردم بران سردابها و حوضها ساختهاند » .
نخستين منزل شمال يزد ، انجيره و منزل بعد از آن خزانه است ( كه اشتباها در بعضى نسخهها « خرانه » چاپ شده ) خزانه دهكدهء بزرگى بود داراى كشتزارها و باغستان و قلعهء آن بر كوه مجاور ، جاى داشت . سومين منزل در حاشيهء كوير ساغند است كه به قول ابن حوقل : دهكدهاى است داراى چهار صد نفر جمعيت و يك قلعه و اراضى آن از آب كاريز مشروب مىشود .
سه شهر « ميبد » و « عقداه » و « نايين » در شمال باخترى يزد به ترتيب يكى بعد از ديگرى در حاشيهء كوير جاى داشتند و معمولا از توابع يزد شمرده مىشدند اگر چه برخى از نويسندگان نايين را از توابع اصفهان شمردهاند ، نايين قلعهاى داشت و به قول حمد اللّه مستوفى « دور قلعهاش چهار هزار قدم بود . كتبى كه محل رجوع ماست محل اين شهرها را معين نكرده و به ذكر اسامى آنها اكتفا نموده اند . [ 1 ] در هفتاد و پنج ميلى يزد ، نيمه راه يزد و شهر بابك ، شهر « انار » است كه در جهت جنوب خاورى شصت ميل تا بهرام آباد فاصله دارد . اكنون انار و بهرام آباد هر دو از توابع ايالت كرماناند ولى اين ولايت در قرون وسطى از توابع فارس بوده است و آن را ولايت روذان مىگفتند . سه شهر مهم اين ولايت ابان ( كه
هامش
[ 1 ] . اصطخرى 100 - ابن حوقل 196 ، 294 ، 295 - مقدسى 424 ، 437 ، 493 - قزوينى : جلد دوم 187 - مستوفى 153 - ياقوت : جلد چهارم 711 ، 734 .