مومياى خوب از آن ترشح مىكند كه داراى خاصيت طبى است . در خود ارجان نيز چاهى بود ، عمقش بىپايان موسوم به چاه صاهك كه آبش تمام شدنى نبود و حتى در خشكترين مواقع تابستان قريه را مشروب مىساخت .
در آغاز قرن هشتم حمد الّه مستوفى گويد : « ارّجان را در تلفظ ارّغان مىخوانند » .
شرف الدين على يزدى در اواخر اين قرن ، رودخانهء طاب را آب ارغون ناميده و چنان كه حمد اللّه مستوفى گويد : « ارجان در اول شهرى بزرگ بوده است ، به روزگار استيلاى ملاحده - لعنهم اللّه - خرابى تمام به حال آن راه يافت . » و ديگر آبادى سابق خود را به دست نياورد . از قلاع اسماعيليه در كوههاى آنجا يكى قلعهء طيغور و ديگرى دزكلات بود و اسماعيليان مقيم اين قلعهها مكرر شهر و ولايت مجاور خود را غارت مىكردند .
در نيمهء دوم قرن هشتم ارجان ديگر اثرى از آبادى نداشت و طولى نكشيد كه بهبهان ، چند ميل پايينتر از ارجان در كنار رودخانهء طاب ، جاى آن را گرفت . ارجان را هيچ يك از جغرافى نويسان عرب نام نبردهاند و نخستين بار شرف الدين على يزدى در ذكر مسير تيمور از اهواز به شيراز در بهار سال 795 نام بهبهان را مىبرد و از اين تاريخ به بعد بهبهان شهر عمدهء ناحيهاى گرديد كه سابقا آن ناحيه را ولايت ارجان مىگفتند . [ 1 ]
رودخانهاى كه نزد جغرافىنويسان عرب به « طاب » موسوم است ، اكنون « جراحيه » يا « جراحى » يا رودخانهء كردستان نام دارد و اسم طاب اشتباها امروز بر نهرهاى خيرآباد كه شعب رود هنديان يا رود زهره است - كه در هنديان به خليج فارس مىريزد - اطلاق مىشود و اين غير از رود طاب است . رودخانهء طاب در قرون
شرح
[ 1 ] . اصطخرى 128 ، 134 ، 152 - ابن رسته 189 - ابن خرداد به 43 - مقدسى 425 - قزوينى : جلد دوم 94 ، 160 - مستوفى 177 ، 178 - على يزدى : جلد اول 600 اعتماد السلطنه در كتاب مرآة البلدان ( چاپ سنگى 1294 قمرى جلد اول صفحه 306 ) گويد اولين قبيلهاى كه به فرمان امير تيمور به بهبهان كوچ كردند عشاير كوه گيلو از كوفه بودند . دربارهء خرابههاى ارجان و پل بيگم و پل دختر به كتاب لرستان تأليف دوبدDe Bode، جلد اول صفحهء 295 ، 297 رجوع كنيد . غالبا در نسخههاى خطى ، پل بيگم را پل ركان و پل تكان نوشتهاند ، علاوه بر اين ابن حوقل ( صفحهء 170 ) گويد پلى چوبى بر روى رودخانهء طاب بسته شده كه تا آب ده زراع فاصله دارد و ميان آسمان و آب معلق است .