تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
هر دو شيب تندى دارند . [ 1 ] راه‌هايى كه از كازرون به ساحل دريا مىروند از دريز به كمارج مىگذرند و از آنجا به خشت واقع در كنار رودخانهء شاپور و توج مىروند كه ذكر آن در اواخر فصل سابق گذشت . دريز شهر كوچكى بود كه در قرن چهارم ، بافندگان كتان در آنجا بسيار بودند . خشت كه بعد از آن واقع است داراى قلعه‌اى مستحكم بود و به گفتهء مقدسى ، روستايى بزرگ داشت . نام خشت و كمارج در فارسنامهء ابن بلخى با هم ذكر شده و حمد اللّه مستوفى گويد : « مردم آنجا سلاح ورز باشند و دزدى و راهزنى كنند » . اندكى پايين‌تر از خشت رودخانهء جره از ساحل چپ رودخانهء شاپور به اين رودخانه ملحق مىگردد . رودخانهء جره نزد جغرافى نويسان عرب به رودخانهء جرشيق ، موسوم بوده و چند ميل قبل از الحاق به رودخانهء شاپور ، از سمت چپ ، نهر كوچكى به آن مىپيوندد موسوم به رود اخشين كه از كوهستان داذين سرچشمه مىگيرد . به گفتهء اصطخرى آب رودخانهء اخشين گواراست و اراضى حول و حوش خود را سيراب مىسازد و هرگاه جامه‌اى به آب آن شسته شود ، سبز رنگ مىگردد . رودخانهء جرشيق از كوهستان جنوبى جره ، در روستاى ماصرم سرچشمه مىگيرد ( و به قول حمد اللّه مستوفى ، روستاى ماصرم از اين رودخانه به طرف شمال تا قسمت علياى رود سكان امتداد دارد ) و قبل از اين كه رودخانهء جرشيق به شهر جره برسد از زير پل سنگى كهنه‌اى كه به پل سبوك معروف است مىگذرد و قسمتى از روستاى داذين را آب مىدهد و پس از آنكه رود اخشين به آن مىريزد ، در فاصلهء كمى بالاى توج به رودخانهء شاپور ملحق مىگردد . فارسنامهء ابن بلخى و حمد اللّه مستوفى گويند بلادى كه در كنار رود جرهء عليا نزديك شهر جره واقع است پاره‌اى از روستاى غندجان است و اين مطلب ما را به محل دشت بارين راهنمايى مىكند كه
شرح
[ 1 ] . اصطخرى 122 - ابن حوقل 197 - مقدسى 433 - مستوفى 176 ، 180 ، 200 ، 266 . اسامى محلات سه گانهء كازرون در نسخ خطى مختلف كتاب مستوفى به صورتهاى نور ، دريست و رحبان يا رحيان آمده است . ابن بطوطه : جلد دوم 89 ، در فارسنامهء ابن بلخى ورقهء 80Bنام آن درياچه به طور واضح به صورت « مور » نوشته شده و گاهى هم به آن درياچه شور مىگويند .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 427 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى