ولايتى حاصلخيز داشته است . اهميت ريشهر تا زمان سلجوقيان پايدار ماند و فارسنامهء ابن بلخى از قلعهء آن ذكرى به ميان آورده گويد : آنجا كشتى مىسازند . به گفتهء حمد إله مستوفى ايرانيان آن را « بربيان » مىگفتند و اسم اصلى ريشهر بوده است . و داد و ستد مردم آن شهر با بنا در خليج فارس بسيار بوده : « و هوايى بسيار گرم و متعفن دارد ، حاصلش غله خرما و كتان ريشهرى بود و به تابستان بيشتر مردم آنجا به قلعهها بروند از بهر خوشى هوا و از آنجا به دژ كلات يك فرسنگ است . » و به طوريكه گفتيم از قلاع اسماعيليه بوده است . نزديك ريشهر ، هنديجان شهر و ولايتى در ساحل سفلاى رودخانهء ارجان است . مقدسى گويد هنديجان يا هندوان بازارى بزرگ براى فروش ماهى است و مسجدى زيبا دارد . در ولايت هنديجان بقاياى آتشكده و آسيابهاى كهنه وجود داشت و گفته مىشد كه در آنجا مثل مصر گنجهايى در زمين مدفون است . قزوينى گويد در آنجا چاهى است كه از آن بخارى سمى بيرون مىآيد و هرگاه پرندهاى از بالاى آن چاه پرواز كند در آن فرو مىافتاد و مىمرد بالاخره « حبس » شهرى بوده در اين ولايت بر سر راه شيراز كه در زمان سلجوقيان راهدار خانهاى در آنجا وجود داشته است . [ 1 ] جلادگان يا جلادجان ولايتى نزديك به آن و بين قسمتهاى سفلاى رودخانهء طاب و شيرين بود . رودخانهء شيرين از كوهى موسوم به كوه دينار در ولايت بازرنج يا بازرنگ سرچشمه مىگيرد و از ناحيهء فرزك در چهار فرسخى جنوب شرقى ارجان مىگذرد . شرف الدين على يزدى گويد امير تيمور در خط سير خود از بهبهان به شيراز يك روز پس از بيرون آمدن از بهبهان از رودخانهء شيرين عبور كرد و بعد از چهار روز ديگر به رودخانهء خاودان ( كه قبلا آن را به نام خوبذان ذكر كرديم ) رسيد و از آنجا به نوبندگان رفت . سابقا گفتيم كه خوبذان از شعب رودخانهء شيرين است و رودخانهء شيرين گويا همان
شرح
[ 1 ] . اصطخرى ، 112 ، 113 ، 119 ، 121 - مقدسى 422 ، 426 ، 453 - فارسنامه 78B -مستوفى 177 ، 178 ، ياقوت :
جلد چهارم 963 ، 933 - قزوينى : جلد دوم 86 گويا هنديجان و هندوان و هند يا نهر سه يكى باشد . همچنين « حبس » و « خبس » و « جيس » و « جنس » همه اسم يك منزلگاه چاپار است كه در نسخههاى خطى كتب مسالك به اشكال مختلف نوشته شده است .