رودخانهاى دارد و در ميان كوهستانى [ 1 ] داراى باغستان و نخلستان واقع است و ميوه بسيار دارد . شهر كازرون از نيمهء قرن چهارم كه شاپور رو به ويرانى رفت مهمترين شهر ولايت شاپور گرديد . ابن حوقل دربارهء كازرون گويد در اين زمان از نوبندگان كوچكتر است ، ابنيهء خوب دارد و خانههاى آن از گچ و سنگ است .
اندكى بعد از وى مقدسى آن شهر را دمياط ايران شمرده است . شهر مزبور تجارتى مهم داشت ، كتان در آنجا به عمل مىآمد و عضد الدولهء ديلمى براى تجار سرايى بزرگ ساخته بود كه سالى ده هزار درهم ( چهار صد پوند ) از آن سراى ، درآمد داشت . مقدسى از خانههاى كازرون سخن رانده گويد : هر خانهاى چون كاخى است و داراى بوستانى و مسجد جامع بر فراز تپهاى است . حمد اللّه مستوفى گويد : « و چون در اصل سه ديه بوده اكنون نيز عمارت متفرق بود و در و كوشكهاى محكم و معتبر كه هر يك همسر قلعه باشد » . آن سه دهكده نودر و در يست و راهبان است كه هر يك در كنار قناتى به همين نام واقع شده و آب شهر از آنهاست و آنها از محلات شهرند . خرماى كازرون بسيار خوب است ، مخصوصا آنچه به نام خرماى گيلانى معروف است و پارچهء نخى موسوم به كرباس از آنجا صادر مىگردد . مرغزار معروف آن به مرغزار نرگس موسوم مىباشد . ابن بطوطه كه در سال 730 كازرون را ديده است گويد اطراف كازرون را بلاد شول گويند ، و امروز به شولستان معروف است . در جلگهء شرقى شهر به مسافت كمى درياچهء كازرون واقع است كه در قرن چهارم درياچهء « موز » يا موزك ( چون تلفظ صحيح آن معلوم نيست . ) ناميده مىشد . طول درياچه ده فرسخ است ، آبش شور و ماهى در آن فراوان است . حمد اللّه مستوفى دو معبر يا كتل واقع در بالاى درياچه سر راه كازرون به شيراز ، را كه اكنون به كتل پير زن و كتل دختر معروفاند ، به ترتيب هوشنگ و مالان ناميده ، كه اولى در سه فرسخى كازرون است و دومى بالاى اولى است و
شرح
[ 1 ] . اصطخرى 98 . ، 113 - مقدسى 435 - ياقوت : جلد دوم 821 - مستوفى 176 ، ، 206 . « ز م » در زبان كردى به معنى قبيله است ( و كتابت صحيح آن زومه است ) و اشتباها اغلب آن را ز م نوشتهاند . به ترجمهء پروفسور دخويهGoeje Prof . Deاز ابن خرداد به ، حاشيهء صفحهء 33 ، رجوع كنيد .