چنان كه در يكى از صفحات قبل گفتيم از توابع ولايت اردشير خره است . شهر جره ، چنان كه مقدسى گويد ، بر قلهء كوهى واقع و داراى نخيلات بسيار بوده ، ياقوت گويد مردم عموما در زمان او آن را گره مىگفتند و حمد اللّه مستوفى و ابن بلخى نيز قول ياقوت را تأييد نموده ، علاوه كردهاند كه آنجا گندم و نخلستان دارد و داراى روستايى است . [ 1 ] ولايت ارجان غربىترين ولايت از ولايات پنج گانهء فارس است و شهر ارجان كرسى آن ولايت ، غربىترين مرز آن ولايت و در كنار رود طاب واقع است و درينجا رودخانهء مزبور مرز ميان ايالت فارس و خوزستان را تشكيل مىدهد .
خرابههاى شهر ارجان در چند ميلى شمال شهر بهبهان كنونى است كه اهالى ارجان به آن شهر كوچ كردند و در نتيجه از اواخر قرن ششم مهمترين شهر اين ولايت گرديد .
ارجان در قرن چهارم ، شهرى بزرگ بود ، نخيلات فراوان و درختان زيتون بسيار و شش دروازه داشت كه هر شب بسته مىشد . نام آن دروازهها عبارت بود از : دروازهء اهواز ، دروازهء ريشهر ، دروازهء شيراز ، دروازهء رصافه ، دروازهء ميدان و دروازهء كيّالين ( كيل كنندگان ) . مسجدى خوب و بازارهاى معمور داشت و در شهر صابون زياد تهيه مىشد . نزديك شهر دو پل سنگى معروف بر روى رودخانهء طاب ساخته شده بود كه از روى آن پلها به خوزستان مىرفتند و هنوز آثار آنها باقى است .
بناى يكى از آن دو پل را منسوب به ديلمى پزشك حجاج ، حاكم عراق در زمان امويان دانستهاند . اصطخرى دربارهء آن پل گويد : يك طاق دارد كه عرض آن هشتاد گام و بلندى آن چنان است كه مردى شتر سوار با بيرقى در دست مىتواند آزادانه از زير آن عبور كند اين پل كه پل تكان ناميده مىشد به فاصلهء يك تير پرتاب از شهر ارجان در سر راه سنبل واقع بود . پل دوم بيش از سه هزار ذرع طول داشت و از بناهاى زمان ساسانيان بود و پل خسروى ( قنطرة الكسروية ) ناميده مىشد و سر راه قريهء دهلران قرار داشت . در كوهى نزديك ارجان ، غارى بود كه قزوينى گويد
شرح
[ 1 ] . اصطخرى 120 ، 127 ، 152 - مقدسى 433 ، 434 ، 435 - فارسنامه 75B، 76A، 79B -مستوفى 176 ، 177 ، 218 ، 219 - ياقوت : جلد دوم 36 ، 57 .