تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
جغرافى نويسان عرب قسمت بالاى رودخانهء شاپور را نهر رتين ناميده‌اند و سر چشمهء اين رود ناحيهء خمايجان يا خمايگان علياست كه بزرگترين دهكدهء آن به گفتهء حمد اللّه مستوفى دهكده على بوده است . خمايجان پايين از توابع ولايت اصطخر ( كه در فصل آينده از آن گفتگو خواهيم كرد ) به شمار مىآمد . خمايجان در حوالى بيضاء در ساحل يكى از شعب رودخانهء كر واقع است . در خمايجان پايين ميوه جات سرد سيرى مثل بادام و انار به عمل مىآمد و مقدار زيادى از عسل خوب آن به خارج صادر مىشد و اكثر اهالى آنجا چاروادار بودند و اسب و استر به مسافرين كرايه مىدادند . در غرب خمايجان ولايت انبوران است كه شهر عمدهء آن نوبندجان ، نوبندگان يا نوبنجان بود . اين شهر در زمان اصطخرى از كازرون بزرگتر بود و هوايى گرم و نخيلاتى فراوان داشت . مقدسى از بازارهاى خوب و معمور و باغستان شاداب و پر آب و مسجد آن سخن گفته است . نوبندگان در زمان سلجوقيان خراب شد ولى اتابك چاولى [ 1 ] در قرن پنجم به مرمت آن همت گماشت . از دو فرسخى نوبندگان درهء معروفى كه مسلمانان آن را يكى از جنات اربعهء دنيا مىشمردند ، يعنى شعب بوان ، آغاز مىشود كه آب‌هاى آن به رود كر واقع در ولايت اصطخر مىريزد . طول اين دره سه فرسخ و نيم و عرض آن يك فرسخ و نيم است . در خرمى و شادابى آن را نظيرى نبود ، به سبب آن كه به گفتهء حمد اللّه مستوفى « در ميان دره رودى بزرگ روانست و هر دو طرف آن كوه‌ها اكثر اوقات از برف خالى نبود و درين عرضهء مذكور قطعا از كثرت درختان آفتاب بر زمين نتابد و چشمه سارهايش بسيار و آب‌هايش زلال است » . در دو فرسخى شمال شرقى نوبندگان قلعهء كوهستانى معروف به قلعهء سفيد يا اسفيد دز يا قلعهء اسفنديار در نقطهء مسطحى از كوهستانى كه محيط آن چند ميل و
شرح
[ 1 ] . نام چاولى ( كه غالبا به صورت « جاولى » نوشته مىشود ) در فارسنامه و نزهة القلوب به مناسبت اين كه به تعمير و مرمت دژها و شهرها و ساختن بندها و سدها همت گماشته است ، مكرر ذكر شده . وى از جانب سلطان محمد سلجوقى به واليگرى فارس آمد ، اتابك چاولى سقاوه ( يعنى « باز » ) به فخر الدوله ملقب گرديد و مدت بيست سال والى نيمه مستقل فارس و كرمان بود و در سال 510 وفات يافت .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 423 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى