تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
خانه‌هاى آنجا بهترين خانه‌هايى است كه من ديده‌ام و در سال 366 يا 368 زمين لرزه‌اى در آنجا وقوع يافت و هفت روز زمين را تكان مىداد چنان كه اهل شهر به سوى دريا گريختند و اكثر خانه‌ها ويران و با خاك يكسان گرديد . با زوال دولت آل بويه ، سيراف روى به ويرانى نهاد و فارسنامهء ابن بلخى چنين گويد : « مالى بسيار از آنجا برخاستى تا آخر عهد ديلم هم برين جملت بود بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيرهء قيس و ديگر جزاير به دست گرفتند و آن دخل كه سيراف را مىبود ، بريده گشت و به دست ايشان افتاد و ركن الدوله خمارتگين قوت رأى و تدبير آن نداشت كه تلافى اين حال كند و با اين همه يك دو بار به سيراف رفت تا كشتىهاى جنگى سازد و جزيرهء قيس و ديگر جزاير را بگيرد و هر بار ، امير كيش او را تحفه‌ها فرستادى و كسان او را رشوت‌ها دادى تا او را باز گردانيدندى و به عاقبت چنان شد كه يكى بود از جملهء خانان نام او ابو القاسم و سيراف نيز به دست گرفت » . اما در آغاز قرن هفتم هنگامى كه ياقوت آنجا را ديده ، تنها مسجد آن با ستون‌هايى از چوب ساج برپا بوده و بقاياى عمارتى در سمت ساحل وجود داشته ، ولى محلى براى لنگر انداختن كشتىها نداشته و سفاين ناچار به نابند مىرفته‌اند . ياقوت همچنين گويد در زمان او اهل آنجا ، سيراف را شيلاو مىگفتند . نجيرم ، بندرى كم اهميت و در باختر سيراف ، آن طرف دهانهء رود سكان ، در اول سيف مظفر واقع بود ، و اين سيف تا جنابه واقع در ارجان امتداد داشت . نجيرم در زمان مقدسى داراى دو مسجد و بازارهاى خوب بود و بركه‌هايى داشت كه از آب باران پر مىشد . ناحيهء دستقان نيز از توابع سيف مظفر به شمار مىآمد و مهمترين شهر آن ولايت در قرن چهارم ، صفاره بود . ظاهرا اين ولايت در نزديكى جنابه بوده ولى محل صحيح شهر صفاره معلوم نيست . [ 1 ]
شرح
[ 1 ] . دور نيست ولايت دستقان با سيف بنى صفار كه سابقا اسم آن را برديم مطابقت دارد . اصطخرى 34 ، 106 ، 166 ، 127 ، 141 ، 154 - مقدسى 422 ، 426 - فارسنامهء ياقوت : جلد سوم 211 ، 217 - مستوفى 172 . خرابه‌هاى سيراف را كاپيتن استيفن صفحهء 166 سال 1895 وصف نموده است .