كه سوراخ تنگ دارد ، آبى بسيار تند خارج مىشود . در چهار فرسخى شهر به قول جغرافىنويسان ايرانى ، قلعهء مستحكمى وجود داشته موسوم به قلعهء سهاده يا شهاره .
اصطخرى رودخانه فيروز آباد را نهر تيرزه ناميده ولى فارسنامه ابن بلخى و حمد اللّه مستوفى آن را رودخانهء برازه ( يا براره ) ناميدهاند كه از ولايت خنيفقان بر مىخيزد و گويند زمانى كه اسكندر مقدونى شهر گور را محاصره كرد ، مجراى آن رودخانه را تغيير داد و هر چه آبادى در اطراف شهر بود ، غرق شد و درياچهاى تشكيل يافت كه بعدها در زمان اردشير بابكان به تدبير برازهء حكيم آب آن را خشكانيدند و چون حكيم مزبور به وسيلهء نهرى آب رودخانه را به شهر آورد از اين جهت آن نهر به نام وى موسوم گرديد . قزوينى گويد در فيروزآباد آتشكدهاى معروف وجود دارد ، وى همچنين از چاه عجيبى كه جلو دروازهء شهر واقع بوده و آب بسيار تندى خود به خود از آن بيرون مىآمده ، ياد كرده و از گل سرخ گورى هم كه بهترين گل سرخها بوده و در همه جا شهرت داشته ، نام برده است . در شمال فيروزآباد چنان كه گفتيم ولايت خنيفقان كه ايرانيان آن را خنفگان مىگفتند ، واقع بود در ميان كوهها قريهء بزرگى به همين اسم قرار داشت كه راهى سنگلاخ و دشوار از آنجا به فيروز آباد مىرفت . [ 1 ]
قسمتهاى كورهء اردشيره خره را سيف ، يعنى كناره ، مىگفتند و ايالت مزبور در ساحل خليج فارس سه سيف داشت كه همهء آنها در منطقهء گرمسير واقع بود :
يكى سيف عماره در خاور جزيرهء قيس و ديگر سيف زهير در ساحل جنوبى ايراهستان و حوالى سيراف و بالاخره سيف مظفر در شمال نجيرم . عماره و زهير و مظفر سه عشيرهء عرب بودند كه از آن طرف خليج فارس به سواحل شمالى آن كوچ كرده و در اين قسمت فارس مسكن گزيده بودند . سيف عماره در قرن چهارم قلعهاى
شرح
[ 1 ] . اصطخرى 105 ، 121 ، 123 - مقدسى 432 - فارسنامه 70A، و 72B، 79B، 82A -مستوفى 172 ، 179 ، 219 - قزوينى : جلد دوم 121