تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
در باختر سيف عماره و در امتداد ساحل دريا ، سيف زهير بود كه كران شهر عمده و سيراف و نابند دو لنگرگاه معروف آن ناحيه بوده‌اند . اين ناحيه تا نجيرم ، واقع در آن طرف دهانهء رود سكان ، امتداد داشت و آن طرف اين ناحيه ، به طرف داخل ، ناحيهء ابراهستان واقع بود . به گفتهء اصطخرى در كران گلى بود خوردنى به رنگ سبز و به طعم چغندر . حمد اللّه مستوفى كران را از توابع ايراهستان شمرده گويد : « از ميوه جز خرما ندارد » . و در جنوب آن ، شهر و ولايت ميمند در نزديكى لنگرگاه نابند واقع است . نابند در رأس خور معروف به خور يا خليج نابند واقع بود . ميمند به گفتهء حمد اللّه مستوفى « غله و خرما و انگور و همه ميوه دارد و انگور بيشتر و گرمسيرتر است و مردم آنجا بيشتر پيشه‌ور باشند » [ 1 ] . در ساحل بالاى نابند و شمال باخترى آن بندر سيراف واقع است كه در قرن چهارم قبل از ترقى جزيرهء كيش مركز تجارتى خليج بوده و اصطخرى گويد سيراف از حيث بزرگى و جلال با شيراز همسرى مىكند . ساختمان‌هاى آنجا از چوب ساج است كه از زنگبار مىآورند و عمارت‌هاى چند طبقه دارد كه مشرف بر دريا ساخته شده . همچنين گويد مردم سيراف در مخارج عمارت اسراف مىكنند ، چنان كه يكى از بازرگانان براى خانهء خويش بيش از سى هزار دينار ( پانزده هزار پوند ) خرج مىكند . سپس گويد اهالى آنجا از تمام اهل فارس توانگرترند و كسانى هستند كه ثروت آنان از شصت هزار هزار درهم ( دو ميليون پوند ) بيشتر است و همهء آن را از راه تجارت دريا به دست آورده‌اند . اطراف شهر باغستان و درخت وجود ندارد و ميوه‌جات و بهترين آب شهر از كوهى است مشرف بر آن موسوم به كوه جم و در آن كوه قلعه‌اى عظيم است موسوم به سيمران . مقدسى در خصوص سيراف گويد تجارت آن از بصره بيشتر است
شرح
آن « جم » خواند ( اصطخرى 108 ) متأسفانه نويسندهء جهان‌نما و جغرافى نويسان عرب اين راه را اسم نبرده‌اند و با ملاحظهء گفتهء اصطخرى ( صفحه 141 ) و ياقوت جلد سوم ، 217 مىتوان گفت كه سيف بنى صفار همان سيف عماره است . [ 1 ] . اصطخرى 104 ، 141 ، 152 - ياقوت : جلد اول 419 ، جلد دوم 489 ، جلد سوم 212 ، 217 - مستوفى 172 ، 173 - ابو الفداء 322 .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 416 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى