شد . اجاره بهاى دكانهاى « كرد فنا خسرو » سالى به بيست هزار دينار ( ده هزار پوند ) مىرسيد .
نخستين كسى كه باروى شيراز را ساخت و آن را مستحكم كرد ، صمصام الدوله پسر عضد الدوله يا سلطان الدوله پسر زادهء عضد الدوله بود . طول اين بارو ، دوازده هزار ذراع بود و يازده دروازه يا بيشتر داشت . در نيمهء قرن هشتم كه آن بارو خراب شد محمود شاه انجو ، رقيب سلاطين آل مظفر آن را مرمت كرد و برجهاى آجرى بر آن افزود . شيراز ، زمانى كه حمد اللّه مستوفى آن را ديده است ، هفده محله و نه دروازه داشت . و اين دروازهها عبارت بودند از دروازهء دارك ( يا دراك موسى ) منسوب به كوهى در دو فرسخى شيراز كه در آنجا برف را در چاهها انبار كرده ، در فصل تابستان به شيراز مىآوردند ، دروازهء بيضاء ، دروازهء كازرون ، دروازهء سلم ، دروازهء قبا ( كه در بعضى از نسخهها به صورت « فنا » و « قنا » نوشته شده ) دروازهء نو ، دروازهء دولت و بالاخره دروازهء سعادت . حمد اللّه مستوفى پس از شمردن اين دروازهها گويد : « شهر در غايت خوش است اما كوچههايش جهت آنكه اكنون در مبرز ساختن مقصرند پرچركين مىباشد و مردم متميز را در آن كوچهها تردد متعذّر است و هوايش معتدل است و پيوسته ، همه كارى در او توان كرد و اكثر اوقات روى بازارش از رياحين خالى نبود ، آبش از قنوات است و بهترين آن كاريز ركناباد است كه ركن الدوله حسن بن بويه ديلمى ، اخراج كرده و بزرگتر قنات ، قنات بندر كه به كت سعدى مشهور است و هرگز به عمارت محتاج نمىشود و در بهار سيلاب از كوه دراك مىآيد و بر ظاهر شهر مىگذرد و به بحيرهء ماهلويه مىرود » .
شيراز سه مسجد داشت : اول جامع عتيق كه آن را عمرو بن ليث صفار در نيمهء دوم قرن سوم ساخته بود و حمد اللّه مستوفى دربارهء آن گويد « آن مقام هرگز از ولى خالى نبوده و بين المحراب و المنبر دعا را اجابت بود . » ، دوم مسجد نو كه آن را اتابك سعد بن زنگى سلغرى در نيمهء دوم قرن ششم بنا كرد ، سوم مسجد سنقر كه به
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: منصور رستگار فسايى
ص٤٠٧