تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
نمىتوان كرد » . [ 1 ] شيراز ، در كنار رود بزرگى قرار ندارد و چنان كه گفته شد ، نهرهاى آن به سمت خاور جريان يافته و به درياچه‌اى كه در چند فرسخى شيراز است ، فرو مىروند . اصطخرى اين درياچه را « جنكان » ناميده و ابو الفداء و ابن بطوطه آن را « جمكان » نوشته‌اند . در فارسنامه ابن بلخى و جغرافياى حمد اللّه مستوفى ، ماهلويه نوشته شده و اكنون آن را درياچهء « ماهلو » گويند . و آب آن شور است و از كنارهايش نمك برمىدارند و به شيراز مىبرند . ماهى در آن درياچه ، بسيار صيد مىشود و طول آن دوازده فرسخ است . در سواحل جنوبى آن دهات كهرجان و در جنوب شرقى آن شهر « خورستان » كه آن را سروستان هم مىنامند واقع است . سروستان هم نخيلات دارد هم گندم ، جايى است حاصلخيز كه محصول بلاد گرمسير و سردسير هر دو را داراست . كوبنجان ، چنان كه در فارسنامه ابن بلخى و كتاب حمد اللّه مستوفى ذكر گرديده است ، شهرچه‌اى بوده نزديك سروستان . [ 2 ] طويل‌ترين رودخانه‌هاى فارس ، نهر سكان است كه از سى ميلى شمال غربى شيراز ، برمىخيزد و در جهت منحرفى به سمت جنوب شرقى بيش از صد و پنجاه ميل مىپيمايد سپس پيچ بزرگى خورده به سمت مغرب جارى مىشود و با پيچ و خم زيادى ، يكصد و پنجاه ميل ديگر نيز طى طريق مىكند و بالاخره پس از آن كه آب‌هاى روخانهء فيروز آباد از شمال به آن ملحق مىگردد ، به مسافت كمى در جنوب نجيرم
شرح
[ 1 ] . قرائت اسم « تيز » درست معلوم نيست و در نسخ خطى مختلف ( نزهة القلوب ) حمد اللّه مستوفى به صورت‌هاى گوناگون : تير ، تبر ، ببر ، بير ، تسير ، تشير نوشته شده است . اصطخرى 124 - مقدسى 429 ، 430 ، 456 - فارسنامه ابن بلخى 71A،B -ياقوت : جلد چهارم 255 - مستوفى 170 ، 171 ، 179 ، 203 - ابن بطوطه : جلد دوم 53 ، 77 ، 87 - شرف الدين على يزدى : جلد اول 437 ، 594 ، 609 ، 613 . باغ تخت قراچه منسوب به اتابك قراچه كه پس از مردن اتابك چاولى در سال 510 ( 1116 ميلادى ) . حاكم فارس گرديد و اين باغ همان است كه امروز به تخت قجر معروف است . [ 2 ] . ابن خرداد به 52 - اصطخرى 122 ، 131 - مقدسى 422 ، 455 - فارسنامه 73A، 80B -مستوفى 172 ، 226 ابو الفداء 43 - ابن بطوطه : جلد دوم 61 - ياقوت : جلد دوم 193 . در معجم البلدان ياقوت به جاى « جنكان » بر اثر اشتباه نساخ « جيكان » نوشته شده است .