نجيرم به دريا مىريزد . [ 1 ]
اصطخرى گويد اسم سكان از قريهء سك مأخوذ شده كه در مغرب پيچ بزرگ رود سكان و نزديك آن واقع است ، ولى مؤلفان ديگر ، آن را به صورتهاى « ستجان » و « تكان » و « سيكان » نوشتهاند و حمد اللّه مستوفى ، آن را « زكان » يا « ژكان » ضبط كرده است . مؤلف فارسنامه ، بعد از او گفته است كه سرچشمهء آن رود در ولايت ماصرم است و اصطخرى گويد از رستاق رويحان ، يعنى صحراى جنوب جويم و خلار ، برمىخيزد . جويم [ 2 ] و خلار ، دو قريهء مهماند كه اولى در پنج فرسخى و دومى در نه فرسخى شيراز سر راه نوبنجان در شمال دشت ارژن واقع است . از حوالى جويم - چنان كه هم اكنون گفتيم - يكى از رودخانههاى شيراز سرچشمه مىگرفت . به گفتهء حمد اللّه مستوفى دربارهء خلار « سنگ آسيا از اكثر ولايات فارس از آنجا برند و ايشان را غير از آن حاصلى نيست ، عجب آن كه ايشان از كم آبى آسيا ندارند و به جهت آرد كردن به ديگر مواضع روند » . عسل خلار نيز به مقدار فراوان صادر مىگرديد . دشت ارژن ( به معنى دشت بادام تلخ ) از جهت مرغزارهاى خوب ، شهرت داشت و درياچهء دشت ارژن كه در موسم بهار ده فرسنگ وسعت مىيافت ، آبش شيرين بود و گاهى در تابستان خشك مىشد . به گفتهء اصطخرى از اين درياچه ماهى فراوان به دست مىآمد و حمد اللّه مستوفى گويد : « و در آن حدود بيشهاى است و در او شيران شرزه باشند »
رود سكان ، در ده فرسخى جنوب شيراز از شهر گوار يا كوار كه در ساحل چپ آن واقع است ، مىگذرد و به گفتهء مستوفى « بهمن بن اسفنديار بر آن آب رود بندى بسته ، تا آب بالا آمد و ديههاى آن مزروع گشت و در او ( يعنى كوار ) غله و ميوه بسيار
شرح
[ 1 ] . قسمت بالاى اين رود موسوم است به « قره آغاج » كه در تركى به معنى سياه درخت است و قسمت پايين آن را رود « مند » مىگويند . شايد رود سكان همان رودSitakusباشد كه نيرNearehusآن را ذكر نموده . رجوع كنيد به مقاله كلنلRossدرJ . R . G . S .سال 1883 صفحهء 712 .
[ 2 ] . جويم را به صورت جوين هم نوشتهاند كه همان قريهء گوين كنونى است . اصطخرى 120 ، 122 - ابن خرداد به 44 - فارسنامه 77B، 79B، 80b، 80A، 81A -ياقوت : جلد دوم 457 - مستوفى 177 ، 179 ، 214 ، 326 .