فرسخ بود . [ 1 ]
تاريخنويسان نقل كردهاند كه شيراز را محمد ، برادر يا پسر عمّ حجّاج والى معروف عراق ، در زمان خلفاى اموى ، در سال 64 هجرى بنيان نهاد و به تدريج بر وسعت آن افزوده شد ، تا در نيمهء دوم قرن سوم كه صفاريان آن را مركز دولت نيم مستقل خود قرار دادند ، به صورت شهر بزرگى درآمد . در قرن چهارم شيراز قريب يك فرسخ وسعت داشت و داراى بازارهايى تنگ ولى پرجمعيت بود و هشت دروازه داشت به اين شرح : دروازهء اصطخر ، دروازهء شوشتر ، دروازهء بند آستانه ، دروازهء غسّان ، دروازهء سلم ، دروازهء كوار ، دروازهء مندر و دروازهء مهندر . قناتى كه از جوين ، دهكدهاى در پنج فرسنگى شمال باخترى شيراز ، جارى مىشد شهر را مشروب مىساخت .
عضد الدولهء ديلمى ، در آن شهر قصرى بنا كرده بود و به قول فارسنامهء ابن بلخى در زمان وى « بيمارستان عضدى هست اما به خلل شده است و دار الكتب نيكو هست و آنقدر كى آبادان مانده است » .
در نيم فرسخى جنوب شيراز ، عضد الدولهء ديلمى ، ملقب به « فنا خسرو » قصر ديگرى براى خويش ساخت و به گرد آن ، شهرى بنا كرد كه به نام او به « كرد فنا خسرو » موسوم گرديد و در گرد قصر خويش باغستانى ، كه اموال بسيار براى آن صرف شد و وسعت آن به يك فرسخ مىرسيد ، غرس كرد . در خانههاى « كرد فنا خسرو » ، پشم بافان و خزدوزان و ديگر پيشه ورانى كه سلاطين آل بويه آنها را از اكناف بلاد ، به فارس آورده بودند ، مسكن داشتند . هر سال در آن شهر جشنى بر پا مىشد . و اين ، شهر يعنى كرد فنا خسرو ، چندى هم مركز ضرابخانه بود ، اما عزت و سربلندى آن دولت مستعجل بود و پس از مرگ عضد الدوله ، بانى آن ، قبل از پايان قرن چهارم روى به خرابى گذارد و حومهء آن به سوق الامير ( بازار امير ) معروف
شرح
[ 1 ] . تنها مقدسى ( ص 421 ) است كه فارس را به جاى پنج كوره به شش كوره تقسيم كرده ، به اين ترتيب كه ناحيهء اطراف شيراز را يك كورهء جداگانه و مستقل شمرده است . اصطخرى 97 ، 135 - بلاذرى 386 - مقدسى 447 .