عهد جلالى . و قومى شدند - و پس بيشترين اعمال شاپور خوره به دست گرفت « 1 » و قوى شد « 1 » و پس از آن به روزگار ابو سعد ، [ به ] كازرون تاختن برد و اميرويه را بكشت به شبيخون و پسرى داشت « وشتاسف » نام و به جانب حسويه پيوست و فيروز آباد بر وى مقرّر داشت و چون اتابك چاولى به پارس آمد « 2 » همگان را قمع كرد و از معروفان ايشان « سياه ميل » مانده است و تنى چند ، دو از پسران ابو الهيج « 3 » ، و ديگر اتباعاند .
شكانيان
شكانيان : قومى شبانكارهء كوهنشيناند ، مردمانى باشند مفسد راهزن و مقام در قهستان گرمسير ، دارند و اكنون ضعيف حالاند و اتابك ، ايشان را عاجز گردانيده است و سران ايشان هلاك كرده و برداشته .
هامش
( 1 ) .P: « و قومى شدند » .
( 2 ) .PB: اضافه دارد : « و » .
( 3 ) . همچنين است در دستنويسها .