تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
[ 166
f
] رامانيان « 1 » رامانيان : اين قوم ، قبيلهء فضلويه بودند ، و زعيم ايشان پدر فضلويه بود ، نام او علّى بن الحسن بن ايّوب و همگان شبانى كردندى و اين فضلويه به كار خويش و شبانى مشغول بودى ، پس فضلويه به خدمت صاحب عادل [ 1 ] رفت و اين صاحب ، وزيرى بود سخت قوى و متمكّن و با رأى و تدبير و صرامت . و سپاه سالارى بودى « جابى » « 2 » نام كى صاحب را ، با او رأى نيكو بود ، پس فضلويه را به لجاج او بر مىكشيد تا بدان درجت رسيد و چون ملك ديلم صاحب را بكشت ، فضلويه خروج كرد و او را بگرفت و به قلعهء پهندز « 3 » محبوس كرد و مادر ملك ابو منصور ، زنى مطربه « 4 » بود « خراسويه » نام و همانا پراگنده [ 2 ] مىزيست ، و سبب زوال ملك ديلم ، نابكارى آن زن بود و فضلويه اين « خراسويه » مادر ملك ابو منصور [ را ] بگرفت « 5 » و در گرماوهء گرم ، كرد بىآب ، تا در آنجا هلاك شد و ملك ابو منصور را « 6 » در آن قلعه ، هلاك كرد و پارس به دست گرفت و شبانكارگان را بركشيد [ 3 ] و نان پاره [ 4 ] و قلاع داد و از آن وقت باز [ 5 ] ، مستولى گشتند . پس ملك قاوورد « 7 » - رحمه اللّه - به پارس آمد و ميان او و فضلويه جنگ قايم شد و از آن سال باز ، پارس ، خراب شد ، پس فضلويه به درگاه سلطان شهيد ألب ارسلان - قدّس اللّه روحه -
شرح
[ 1 ] . اصطخرى « رامانيان » را از قبايل نواحى كوره ارغان مىداند . ( ص 102 ، مسالك و ممالك ) . در فارسنامه ناصرى مىخوانيم : در سال 448 . . . مملكت فارس بر ابو منصور فولاد ستون قرار گرفت و به اغواى ، مادر خود ، صاحب عادل ، ابو منصور بهرام شيرازى را كه وزيرى خيرخواه و بيگناه بود ، بكشت و فضلويه رئيس شبانكاره كه با صاحب عادل دوست يك جهت بود ، به خونخواهى صاحب ، با اعيان فارس هم عهد گشته ، ابو منصور فولاد ستون را گرفته ، در قلعه محبوسش داشتند تا وفات يافت . ( ص 231 ) . [ 2 ] . پراكنده در اينجا به معنى بىبند و بار ، لا ابالى و بىحفاظ ، است [ 3 ] . ترقى داد . بالا برد . [ 4 ] . نان پاره : زمينى كه شاه به چاكرى دهد تا از درآمد آن امرار معاش كند ، اقطاع ، تيول . جيره . اجرا ( معين ) . [ 5 ] . از آن هنگام به بعد .
هامش
( 1 ) .B: احتمالا خوانده مىشود : راهانيان . ( 2 ) .B: جايى .P: جائى . ( 3 ) .B: مهندر . ( 4 ) .B: مطريه .P: مطويه . ( 5 ) .B: و دكر ماوه كرم كردنى آب . ( 6 ) .B: اضافه دارد : « از وى » . ( 7 ) .BP: قاوود .