[ 168
f
] ذكر كردان پارس
به روزگار ، كردان پارس ، پنج رم [ 1 ] بودهاند هر يك رم ، صد هزار جومه « 1 » بدين تفصيل « 2 » :
رم جيلويه « 3 » ، [ 2 ]
رم الذيوان « 4 » ، [ 3 ]
رم اللوالجان « 5 » ، [ 4 ]
شرح
[ 1 ] . علامه قزوينى گويد : زموم الاكراد تصحيف رموم الاكراد است ، مثل تصحيف اردشير به اردشير . رم يعنى ايل و طايفه و رموم به معنى ايلات . لسترنج مىنويسد : « زم » در زبان كردى به معنى قبيله است و كتابت صحيح آن « زومه » است و اشتباها آن را « رم » مىنويسند ولى در مجمع البلدان و اغلب كتب ديگر « رم » آمده است . ( صورة الارض ص 264 ) . « جومه » : همان زومه است .
در مسالك و ممالك اصطخرى آمده است كه « وجومهاى كردان ، بيش از آن است كه در شمار آيد و گويند در پارس پانصد هزار خانه بيش باشند كى زمستان و تابستان به چراگاهها نشينند و كس باشد از ايشان كه دويست مرد پيوسته دارد از چوپانان و مزدور و شاگرد و غلام و آنچ به اين ماند و عدد ايشان نتوان شناخت مگر از ديوان صدقات . ( ص 97 ) . او رموم پنج گانه پارس را نام مىبرد و مىگويد : « چند جايگاه است در پارس كى آن را به رمّ باز خوانند و مراد از آن قبيله باشد . ( ص 96 ) .
[ 2 ] . رم جيلويه است كه از همه بزرگتر است و رم زميجان خوانند امّا ابن فقيه جيلويه را ، بازنجان مىداند كه در 14 فرسنگى شيراز است . ( ص 16 ) .
[ 3 ] . رم حسين بن صالح كه رم ديوان خوانند ( همانجا ) .
[ 4 ] . « و ديگر رم احمد بن الليث : رم لوالجان » خوانند . ( همانجا ) .
هامش
( 1 ) .PB: حومه .
( 2 ) . بنگريد استخرى ص 99 - 98
( 3 ) .B: حيلويه .
( 4 ) .B: الزابون .
( 5 ) .B: اللوامجان .P: اللوايجان .