تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و مرغزار شيدان . و بيرون ازين نواحى ، بسيار دارد هم سهلى و هم جبلى . همه آبادان است و نيكو و پر نعمت و آب‌هاء روان و قلعهء سپيد بر يك فرسنگ نوبنجان است و صفت آن در ميان قلاع كرده آيد و شعب بوّان « 1 » همه قهستان است و به نوبنجان « 2 » نخچير كوهى ، باشد بيش از اندازه و مردم نوبنجان متميّز باشد و به صلاح نزديك . بلاد شاپور [ 1 ] : ميان پارس و خوزستان است « 3 » نواحى خراب « 3 » و به روزگار قديم « 4 » سخت آباد « 4 » بوده است ، امّا اكنون خراب شده است و گرمسير معتدل است و آب‌هاء روان دارد . [ 148
f
] زير « 5 » [ 2 ] و كوه جيلويه [ 3 ] ، اين قهستانى است نواحى بسيار و حومهء « 6 » آن زير « 7 » است و هواء آن سردسير است و آب‌هاء روان بسيار و ديهها داشته است نيكو ، امّا در روزگار فترت و استيلاء ملحدان « 8 » - اباد اللّه سنتّهم - « 9 » [ 4 ] خراب گشت و درختستان ميو [ ه ] هاست و زير « 10 » ، جامع و منبر دارد و نواحى آن
شرح
[ 1 ] . « به بلاد شاپور ميانه شرق و شمال بهبهان است ، در ازاى آن از « شاه بهرامى » تا قريه « منبى » 16 فرسخ ، پهناى آن از « ديشموك » تا قريه « آور » ، 14 فرسخ . محدود است از جانب مشرق و شمال به ناحيه رون و از مغرب به ناحيه حومه ارجان و از طرف جنوب به نواحى باشت و جانب جنوبى به نواحى باشت و جانب جنوبى و جوانب ديگر آن ناحيه تا چهار پنج فرسخ گرمسير است و از بىاهتمامى اهالى آن نخل و نارنج ديده نشود و قصبه اين ناحيه « ده دشت » است به مسافت 8 فرسخ از بهبهان دور افتاده است و در كوهستان شمالى اين ناحيه برف از سالى به سالى بماند . ( ص 1472 فارسنامه ناصرى ) . [ 2 ] . در نزهة القلوب « چرام و بازرنگ دو ناحيت است ميان زير و سميرم » . ( ص 128 ) . [ 3 ] . ناحيه كوهستانى فارس كه بعدها به كوه گيلويه معروف گرديد : اين بلوك ناحيهء وسيعى است مشتمل بر نواحى سردسير مانند ناحيهء « رون » . در ازاى آن از قريه نارمه تا شيرونك 84 فرسخ و پهناى آن از قريه دنا تا قريه ابو الفارس ، 36 فرسخ . محدود است از مشرق به نواحى ممسنى و سرحد شش ناحيه و از شمال به بختيارى و از مغرب به رامهرمز و از سمت جنوب به درياى فارس و نواحى دشتستان و ماهور ميلاتى . ( فارسنامه ناصرى ، ص 1467 ) . [ 4 ] . خداوند سنّت ايشان را براندازد .
هامش
( 1 ) .Bp: وبوان . ( 2 ) .Bp: نوبنجان . ( 3 ) .p: « نواحى خراب » ( 4 ) .B: ندارد . ( 5 ) .Bp: زيز . ( 6 ) .Bp: جومه . ( 7 ) .B: زيز . ( 8 ) .B: محلدان .p: مخلّدان . ( 9 ) .B: قرائت مورد ترديد است . ( 10 ) .p: زيز .