تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
به سميرم [ 1 ] نزديك است و نجچيرگاه است .

كورهء قبادخوره « 1 »

كورهء قباد خوره : « 1 » ارّجان [ 2 ] ، در ابتدا ، قباد بن فيروز پدر كسرى انوشروان « 2 » بنا كرد و شهرى بود بزرگ با نواحى بسيار . امّا به روزگار فتور و استيلاء ملحدان - ابادهم اللّه - خراب گشت و هواء آن گرم‌سير است و رودى عظيم كى آن را نهر « طاب » [ 3 ] گويند و منبع آن از حدود سميرم است ، آنجا مىگذرد
شرح
[ 1 ] . « اما كوره قباد ، شهر ارّغان ( ارّجان ) است ، قباد بن فيروز پدر نوشيروان بنا كرده و به روزگار فترت خراب گشت و در نواحى آن چند قلعه معتبر است : اول قلعه تنبوز دوم دز كلاب سوم قلعه فرامرز ، چهارم مهيروان ، پنجم زيدان ، ششم آب شيرين ، هفتم دير آب و اين جمله اعمال ارّغان است . ( ص 20 ، شيراز نامه ) . حمد إله مستوفى مىنويسد : كوره قباد خوره به قباد بن فيروز بن انوشروان عادل منسوب است و در اين كوره سه شهر است : ارجان كه در تلفظ ارغان مىخوانند . . . ريصهر كه پارسيان آن را ريشهر خوانند و مهروبان كه به پارسى ماهى رويان خوانند . . . ( نزهة القلوب ، ص 131 ) . [ 2 ] . ارّجان ، غربىترين ولايت پنجگانه فارس است و شهر ارجان كرسى آن ولايت غربىترين مرز آن ولايت ، و در كنار رود طاب واقع است خرابه‌هاى شهر ارجان در چند ميلى شمال شهر بهبهان فعلى است كه اهالى شهر ارجان به آن شهر كوچ كرده‌اند و در نتيجه از اواخر قرن ششم ، مهمترين شهر اين ولايت گرديد . ارجان در قرن چهارم شهرى بزرگ بود و شش دروازه داشت كه هر شب بسته مىشد . نام آن دروازه‌ها عبارت بود از دروازه اهواز ، دروازه ريشهر ، دروازه شيراز ، دروازه رصافه ، دروازه ميدان و دروازه كيّالين ( كيل كنندگان ) . مسجدى خوب و بازارهاى معمور داشت و در شهر ، صابون زياد تهيه مىشد و نزديك شهر دو پل سنگى معروف بر رود طاب ساخته شده بود و بناى يكى را منسوب به ديلمى پزشك حجّاج در زمان امويان دانسته‌اند و به پل ثكان ناميده ميشد و پل دوم از بناهاى ساسانيان بود و پل خسروى ناميده مىشد ، نزديك ارجان غارى بود كه مومياى خوب از آن ترشح مىكرد . ( سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 290 ) . [ 3 ] . رودخانه طاب اكنون « جراحية » يا « جراحى » يا رودخانه كردستان نام دارد ( و اسم طاب امروز اشتباها بر نهرهاى خير آباد كه از شعب رود هنديجان يا رود زهره است و در هنديجان به خليج فارس مىريزد اطلاق مىشود ) رودخانه طاب در قرون وسطى اگر قول اصطخرى و مقدسى را قبول كنيم از كوهستان جنوب غربى اصفهان نزديك « برج » مقابل سميرم كه در ولايت اصطخر است سرچشمه مىگرفت و از آنجا به ولايت « سرون » در خوزستان سرازير مىگرديد و از جانب چپ رودخانه طاب رودخانهء مسين به آن ملحق مىشد و اين دو رودخانه پس از ملحق شدن
هامش
( 1 ) .p: در اينجا ادامه داده است : « و آخر همه كورت‌ها كورة قباد خوره است . اعمال و نواحى اين كورة اين است كه تفصيل داده آيد ارجان . . . ( 2 ) .p: انوشيروان .