نهاد و اميدوار است به فرّ دولت قاهره - ثبتها اللّه - [ 1 ] تمام گردد ، هواء آنجا گرم سير است ، معتدل و آب روان بسيار دارد و از همه انواع ميوهها و مشمومات ، [ 2 ] بسيار .
و شعب بوّان [ 3 ] از نواحى نوبنجان [ 4 ] است و صفت آن چنين است كى درّهيى عظيم است در ميان دو كوه ، طول آن سه فرسنگ و نيم ، در عرض يك فرسنگ و نيم و هواء آن سردسير است كى از آن خوشتر ، نتوان بودن و جمله ديه بر ديه است و رودى بزرگ در ميان همى رود ، چنانك از آن سبكتر و گواراتر نباشد و بيرون [ 5 ] از آن ، ديگر چشمههاء نيكوست و از سر درّه تا پايان درّه طول و عرض ، همه درختستان ميوه است ، چنانك آفتاب بر زمينى نيفتد و ميوهها باشد نيكو از همه انواع و اگر مردى از اوّل آن درّه تا آخر برود ، آفتاب بر وى نيفتد و سال تا سال بر سر آن دو كوه ، برف باشد و حكما گفتهاند ، « من محاسن الدنيا ، اربعة : غوطة دمشق و سغد خراسان و شعب بوّان و مرج شيدان ، معنى آن است كى از آرايشها و نيكوىهاء جهان چهار چيزست « 1 » : غوطهء دمشق و سغد خراسان و شعب بوّان
شرح
شعب بوان افتاده است . در شعب ( دره ) بوان ، درختان گردو و زيتون و گونه گون ميوهها از دل صخرهها روييده است ( ص 13 و 14 و 15 ) . : شعب بوان در نهايت زيبايى و صفاست و متنبّى درباره آن گفته است . . . » . ( 387 ) . از دو فرسنگى نوبندگان دره معروفى كه مسلمانان آن را يكى از جنات اربعه دنيا شمردهاند يعنى شعب بوان آغاز مىشود كه آبهاى آن به رود كرمى ريزد طول اين دره سه فرسخ و نيم و عرض آن يك فرسخ و نيم است . در خرمى و شادابى آن را نظير نبود به سبب آنكه به قول حمد إله مستوفى « در ميان دره رودى بزرگ روان است و بر هر دو طرف بر آن كوهها اكثر اوقات از برف خالى نبود و در ابن عرصه قطعا از كثرت درختان ، آفتاب بر زمين نتابد و چشمه سارهاى بسيار و آبهايش زلال است . » . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 285 ) .
[ 1 ] . خداوند آن را پايدار بداراد .
[ 2 ] . بوييدنىها .
[ 3 ] . « يكى از جنات اربعه عالم است كه سه بهشت ديگر را يكى ابلّه بصره و ديگرى را « سغد سمرقند » و ديگرى را « غوطه دمشق » گويند . 2 فرسخ مشرقى فهليان است در دره كوهى پر از چشمههاى سرد گوارا افتاده ، نزديك به فرسخى درازى اين دره است . گفتهاند وقتى چنان بود كه در اين مسافت از انبوهى درختان سردسير و گرمسيرى پرتو آفتاب بر زمين نمىافتاد . ( فارسنامه ناصرى ، ص 1562 ) .
[ 4 ] . شهر نوبندگان خراب 1 فرسخ شرقى فهليان است . ( همان جا ، ص 1562 ) .
[ 5 ] . به علاوه .
هامش
( 1 ) .B: خيرست .