تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
عهد امير [ ابو سعيد « 1 » ] [ 1 ] كى بد سيرتى و ظلم او پوشيده نبود و اگر مشفقى باشد كى اين ترتيب بداند كردن ، مال بسيار از آنجا حاصل گردد و بيرون از جامهء كازرونى « 2 » و معاملهء سراى امير ، خراج و معاملات باشد كى توفير [ 2 ] آن به عدل و امن بود و در بعضى از اين شهرك‌هاء كازرون جامع و منبر باشد و مردم آنجا متصرّف و عوان باشند و غمّاز امّا خانگاهى [ 3 ] محتشم است كى همچون حرمى « 3 » است از آن شيخ ابو اسحاق شيرازى [ 4 ] - رحمه اللّه - و مور [ 5 ] وشتشگان « 4 » و نواحى معمور از اعمال كازرون است . نوبنجان [ 6 ] و شعب « 5 » بوّان : نوبنجان « 6 » پيش از اين ، شهرى بود بزرگ و نيكو و در ايّام فترت [ ابو سعيد ] كازرونى ، « 7 » [ 7 ] به نوبت‌ها آن را بغارتيد و بكند و بسوخت چنانك تا مسجد جامع بسوخت و سالها چنان شد كى مأوى « 8 » شير و گرگ و دد و دام بود و مردم از آنجا در جهان آواره شدند و خلايقى از ايشان در غربت بمردند و چون اتابك چاولى به پارس آمد و ابو [ 147
f
] سعيد را برداشت ، آنجا روى به عمارت
شرح
[ 1 ] . در متن ابو سعد به دليل اسناد تاريخى تصحيح شد . مقصود امير ابو سعيد كازرونى است . [ 2 ] . استفاده - سود . [ 3 ] . خانقاه . [ 4 ] . مقصود مزار شيخ ابو اسحاق بن ابراهيم بن شهريار كازرونى است كه در سال 424 وفات يافت و از بزرگان علما و عرفاى كازرون است . ( فارسنامه ناصرى ، 1438 ) . [ 5 ] . در فارسنامه ناصرى مورد ك در چهار فرسخ و نيمى شمال كازرون . ( ص 1450 ) . [ 6 ] . « نوبندگان شهرى است خرم و با نعمت و خواسته بسيار » . ( ص 133 حدود العالم ) . « شهر استان ( ولايت ) شاپور نوبندگان است . ( البلدان ، ص 15 ) . و از نوبندگان تا شيراز بيست و سه فرسنگ است . ( ص 16 ) . در صورة الارض : نوبندگان كه آن را روستايى بزرگ و دهكده‌اى پهناور و فراخ نعمت است . ( ص 38 ) . [ 7 ] . در متن ابو سعد بود به استناد متون ديگر تصحيح شد . ( ر ك نزهة القلوب ، ص 129 ) . در فارسنامه ناصرى آمده است كه در سال 400 و اند ابو سعيد كازرونى شهر نوبندگان را چنان خراب نمود كه جاى دد و دام گرديد و اتابك چاولى عمارتش فرمود ، در البلدان ابن فقيه آمده است : از ارجان تا نوبندگان بيست و شش فرسنگ است و در اين ميان
هامش
( 1 ) .Bp: سعيد ( متن سعدود ) . ( 2 ) .B: كاسرونى . ( 3 ) . حربمى . ( 4 ) .p: ستشكان . ( 5 ) .p: نتعب . ( 6 ) .Bp: نوشان . ( 7 ) .p: كازرون . ( 8 ) .p: ماوى .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 349 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى