آن سردسيرست و درخت جوز و انار ، بسيار باشد و عسل و موم ، فراوان بود و همسايهء تير مردان « 1 » است و نزديك بيضا . و مردم آن سلاحور باشد و مكارى .
و نخچيرگاه است .
كازرون [ 1 ] و نواحى آن [ 2 ] : اصل ، كازرون ، « نودر » و « دريست » و « راهبان » « 2 » است . بنياد آن هم طهمورث كرده بوده است و بعد از آن به عهد شاپور بن اردشير چون عمارت كرد « 3 » ، از مضافات بشاپور بوده است هواء آن گرم سير است مانندهء
شرح
[ 1 ] . در حدود العالم آمده است : به نزديك درياى يون است . شهرى است بزرگ و آبادان و با خواستهء بسيار و اندر وى دو آتشكده است كى آن را بزرگ دارند . ( ص 132 ) . درياى يون اندر پارس به نزديكى كازرون . در ازاء او ده فرسنگ است اندر پهناء هشت فرسنگ و از گرد او آبادانى است و اين دريا را منافع بسيار است . ( ص 15 ) به كازرون آتشگاهى هست آن را چفته خوانند و ديگرى هست كلازن خوانند . ( مسالك و ممالك ص 106 ) . كازرون چند نوبند جان باشد و كازرون استوارتر و آبادانتر و درست هواتر است و هواى كازرون از هواى همه پارس بهتر است . آب از چاه خورند ، ميوه و خصب فراوان بود . ( همانجا ص 112 ) . و به كازرون جنسى از خرما باشد كى آن را جيلان خوانند و به سپاهان و عراق از آن برند . ( همانجا ص 134 ) . كيل كازرون و بشاوور ده شش زيادت بود . ( همانجا ص 136 ) .
[ 2 ] . كازرون از اقليم سوم است طولش از جزاير خالدات فز و عرض از خط استوا كط يط ، در اصل سه ديه بوده است : « نودر » و « دربست » و راهبان . طهمورث ديو بند ساخته . چون شاپور بن اردشير بابكان بشاور بساخت آن را از توابع بشاور كرد تا فيروز بن بهرام بن يزدگرد بن بهرام گور آن را شهرى گردانيد و پسرش قباد بر آن عمارت افزود و شهرى معظم شد و چون در اصل سه ديه بوده اكنون نيز عمارت متفرق بود و در او كوشكهاى محكم و معتبر كه هر يك همسر قلعه باشد و هوايش گرم است و آبش از سه كاريز كه بدان ديهها منسوب است و اعتماد بر باران دارند . . . و مردم آنجا شافعى مذهباند . ( نزهة القلوب ، ص 126 ) .
كازرون از نيمه قرن چهارم كه شاپور رو به ويرانى رفت مهمترين شهر ولايت شاپور گرديد . ابن حوقل درباره كازرون گويد در اين زمان ، از نوبندگان كوچكتر است ، ابنيه خوب دارد و خانههاى آن از گچ و سنگ است . اندكى بعد از وى مقدسى آن شهر را دمياط ايران شمرده است . شهر مزبور تجارتى مهم داشت كتان در آنجا به عمل مىآمد و عضد الدوله ديلمى براى تجار سرايى بزرگ ساخته بود كه سالى ده هزار درهم از آن سراى درآمد داشت . مقدسى از خانههاى كازرون ، سخن رانده گويد هر خانهاى چون كاخى است و داراى بوستانى و مسجد جامع بر فراز تپهاى است .
حمد إله مستوفى گويد : و چون در اصل سه ديه بوده اكنون نيز عمارت متفرق بود و در او كوشكهاى محكم و معتبر كه هر يك همسر قلعه باشد . آن سه دهكده « نودر » ، « دربست » و « راهبان » است كه هر يك در كنار قناتى به همين نام واقع شده و آب شهر از آنهاست و آنها از محلات شهرند . ابن بطوطه كه در سال 730 كازرون را ديده است گويد اطراف كازرون را بلاد شول گويند و امروز به شولستان معروف است ، در جلگه شرقى شهر به مسافت كمى درياچه
هامش
( 1 ) .Bp: نارد : « تير » .
( 2 ) .Bp: اهبان .
( 3 ) .Bp: اضافه دارد : « و » .