همه احوال و به روايتى چنان است كى خيره و نيريز هم از كوره دارابجرد است .
جويم ابى احمد [ 1 ] : از جمله ايراهستان است ، امّا با اين كوره رود و حومهيى « 1 » است از آن نواحى . و گرم سيرست و آب ، كاريز و چاه باشد و از آنجا خرما و كرباس و غلّه خيزد و قلعهيى است آنجا ، قلعهء سميران [ 2 ] گويند و جامع و منبر هست « 2 » آنجا « 3 » و مردم آن جملهء ايراهستان ، سلاح ور باشند و پياده رو و دزد و راه زن « 4 » .
كوره اردشير خوره
اين كوره اردشير خوره ، منسوب است به اردشير بن بابك و مبدأ به عمارت فيروز آباد كرده است ، چنانك شرح داده آيد و شهرها و اعمال اين كوره اين است :
شيراز و اعمال آن ،
در روزگار ملوك فرس ، شيراز [ 3 ] ناحيتى بود و حصارى چند بر زمين . و به ابتداء اسلام همچنان تا روزگار عبد الملك بن مروان كى حجّاج بن يوسف مدبّر
شرح
[ 1 ] . در جنوب خاورى جهرم شهر جويم ابو احمد است و از اين جهت نام ابو احمد را به آن اضافه مىكنند تا با آن جويم كه در قسمت علياى رود سكان است ، اشتباه نشود . مقدسى گويد اين شهر در كنار رودخانهيى واقع است ولايتى كه در جنوب باخترى آن قرار دارد ، ايراهستان ناميده مىشود و نزديك شهر ، قلعه بلندى است موسوم به قلعه سميران يا شميران كه حمداله مستوفى دربارهء آن گويد : « اهل آنجا سلاح ورز باشند و پيادهرو و دزد و راهزن » . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 274 ) .
[ 2 ] . ر ك حاشيه قبل .
[ 3 ] . مقدسى شيراز را شهرى از اردشير خوره مىداند . ( آفرينش و تاريخ ، ص 63 ) . در حدود العالم آمده است كه « قصبه پارس است ، شهرى بزرگ و خرم و با خواسته و مردمان بسيار و دار الملك است و اين شهر را به روزگار اسلام كردهاند و اندر وى يكى فهندژ است قديم و سخت استوار . » ( ص 130 ) . و فردوسى در دوره كيانيان و روزگار كيخسرو و از شيراز سخن مىگويد :سر هفته را كرد آهنگ رى * همه ره به آرامش و رود ، وىدو هفته در اين شهر بخشيد مرد * سوم هفته آهنگ شيراز كردهيونان فرستاد چندى ، زرى * سوى پارس ، نزديك كاوس كى( 2149 / 361 / 5 ) قدمت شيراز اگر چه به دليل متون مختلف تاريخى و مدارك باستانشناسى نيازى به توضيح و تفسير ندارد ، اما بايد
هامش
( 1 ) .Bp: حومه .
( 2 ) .p: دارد .
( 3 ) .p: نذارد .
( 4 ) .p: ادامه مىدهد : « سيم از آن كورتها كوره اردشير خوره است . » .