آبهاء آن ، جمله از كاريزهاست و هيچ چشمه و آبى ديگر نيست و هواء آن معتدل است و درست . و جايى سخت خرّم و نيكوست و ميوهها كى در گرم سيرها باشد ، جمله ، آنجا موجودست ، چنانك در هر باغى درخت گوز و ترنج و نارنج و انگور
شرح
بافند و در پسا از ريسمان و پشم . . . ( ص 134 ) . ابن حوقل در صورة الارض درباره فسا آورده است كه : در ولايت دارابگرد « شهر فسا اگر چه بزرگتر و آبادتر از آن ( دارابگرد ) است و ولايت مذكور به دارا منسوب است ( ص 34 ) .
« شهرى است مهم و پر جمعيت و بازرگانى بسيار دارد و مردم آن توانگرند . ( در زمان ما بيشتر اين شهر ويران شده و مردمانش پراكنده گشتهاند ) از اين شهر است شيخ ما ابو على حسن بن احمد بن عبد الغفار ، فقيه نحوى متكلم كه از بزرگان معتزله و اصحاب ابو هاشم است . ( ص 37 ) « پسا قهندز و ربضى » دارد ( ص 41 ) . « شهرى است قديمى با بناى مسطح و راههاى پهناور و وسعت آن نزديك به وسعت شيراز است ولى هوايش سالمتر از هواى شيراز و بناهايش وسيعتر از آن است . ساختمانهايش از گل است و در آنها اغلب چوب سرو به كار مىبرند ( ص 51 ) . از شهرهايى است كه محصول گرمسير و سردسيرى هر دو را دارند ( ص 56 ) و به اعتدال هوا معروف است ( همانجا ) . مردم فسا غالبا مذهب حشويه دارند و در فتوى تابع مذاهب اهل حديثند . از فسا انواع جامهها به نواحى مختلف صادر مىگردد و نيز طراز چند رنگهء زر بفت است كه در ساير نواحى دنيا مانند آن وجود ندارد و در صورتى كه ساده و بدون تذهيب باشد نظير طراز جهرم و جز آن است . . . سوسن جردى ( نوعى جامه ) كه در فسا به عمل مى آيد ، بهتر از قرقوب و توّج و تارم است و نيز در آنجا پرده ابريشمى گرانبها كه در حدود و صد دينار ارزش دارد تهيه مىشود . . . سوسن جردفسا بهتر از مال قرقوب است زيرا كه آن از پشم و اين از ابريشم است و پشم محكمتر و با دوام تر از ابريشم مىباشد ( ص 66 ) . « . . . پيمانههاى فسا از شيراز كمتر است » . ( ص 68 ) . ابن رسته در اعلاق النفيسه ، فسا را از اقليم سوم مىداند ( ص 111 ) و آن را خورهاى مستقل مىشناسد . ( ص 122 ) . ثعالبى و حمد الله مستوفى بناى شهر فسا را از طبرى گرفته و نوشتهاند كه « گشتاسب شهر فسا را در فارس بنا نهاد » . ( شاهنامه ثعالبى :
ترجمه هدايت ص 118 ، تاريخ گزيده ، ص 93 ) . اما ابن فقيه بناى شهر فسا را به پسا پسر طهمورث منسوب مىداند و مىنويسد : طهمورث را ده فرزند بود جم و . . . فسا ( : پسا ) « به هر يك از اينان شهرى را داد كه به نام و نسبت هموست » . ( ص 8 البلدان ) . در نزهة القلوب آمده است : طول فسا از جزاير خالدات « فج نه » و عرض از خط استوا « ك » . در اول ، فسا بن طهمورث ديوبند ساخته بود ، خراب شد . گشتاسب تجديد عمارتش كرد و نبيرهاش بهمن بن اسفنديار به اتمام رسانيده « ساسان » نام كرد و در اول مثلث بود ، به عهد حجّاج بن يوسف ثقفى عاملش ، آزاد مرد به فرمان او آن را از آن شكل بگردانيد و تجديد عمارتش كرد و چون از از شبانكاريان خرابى يافت ، اتابك چاولى باز معمور گردانيد ، شهرى سخت بزرگ بوده است و اعمال و نواحى بسيار دارد و هوايش گرمسير است و آبش از قنوات و هيچ آب روان ندارد و ميوه گرم سيرى و سرد سيرى نيز باشد . . . » . ( نزهة القلوب ، ص 125 ) . « قلعه خوادان ( خوابدان ، حراران : ( مقدسى ) قلعهيى محكم است به ولايت فسا ، هوايش معتدل است به گرمى مايل » ( ص 133 ) . در فارسنامه ناصرى آمده است كه : آخر سردسيرات و اول گرمسيرات فارس است ، ميانه جنوب و مشرق شيراز و هواى زمستانش از زمستان شيراز و اصفهان گرمتر و تابستانش از تابستان اين دو شهر خنكتر . درازى اين شهر از « رونيز عليا » تا « نصير آباد شيب كوه » ، 11 فرسخ ، پهناى آن از « و اصل آباد » تا « ده دسته » 4 فرسخ .
محدود است از جانب مشرق به بلوك داراب و از شمال به بلوك اصطهبانات و كربال و از مغرب به بلوك خفر و از