تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كورد و كلّار « 1 » : كورد [ 1 ] شهركى است و كلّار « 1 » [ 2 ] ديهى بزرگ و ناحيتى با آن مىرود و جمله ، غلّه بوم [ 2 ] است و هواء آن سردسير است به غايت . و آب هاء روان است و منبع رود كر ، از آنجا است و آبادان است . اسفيدان [ 3 ] و قهستان : هم مانند كورد است و سردسير است سخت . و آنجا شكفتى است محكم در كوه . يزد خواست [ 4 ] و ديه گوز « 2 » و شورستان و آباده [ 5 ] و ديه‌ها كى بر آن صوب است ، همه سردسير است و غلّه بوم « 3 » و هيچ ميوه نباشد و آب روان و چشمه باشد ، الّا شورستان كى آب شور بود . خبرز [ 6 ] و سروات [ 7 ] : شهركى است و نواحى بسيار دارد
شرح
[ 1 ] . حمد الله مستوفى مىنويسد : كورد : شهركى است و كلار ديهى بزرگ و ناحيتى با آن مىرود و جمله غلّه بوم است و هواى سرد دارد . ( ص 124 ، نزهة القلوب ) . و آب كر فارس از ولايت كلار برمىخيزد . ( همانجا ص 218 ) لغت كلال در كردى به معنى بستر رود خانه است . ( سفرنامه ابو دلف ص 116 ) . [ 2 ] . غلّه زار . [ 3 ] . اسفيدان شهركى كوچك است و حصارى دارد و قهستان ، ديهى بزرگ است و هر دو سرد سيرند و در كوه آنجا غارى عظيم و محكم است كه ايشان را در ايّام مخوف ، پناه باشد . ( ص 122 نزهة القلوب ) . [ 4 ] . يزد خواست ، در اصل ايزد خواست است و سه ده در فارسى بدين نام است 1 . حومه آباده اقليد 2 . حومه لارستان 3 . حومه شيراز ولى در اينجا مقصود اولى است . ( بهروزى ، فارسنامه ، ص 145 ، ح 1 ) . [ 5 ] . « بايد دانست كه در فارس دو آباده است يكى آباده اقليد كه همين آباده است و ديگرى طشك » . ( ح 3 ص 145 فارسنامه ، بهروزى ) . در فارسنامه ناصرى آمده است كه : بلوك آباده اقليد در جانب شمالى شيراز ، محدود است از جانب مشرق به بلوك ابرقوه و از جانب شمال به توابع اصفهان و از جانب مغرب به بلوك سرحد چهار دانگه و سرحد شش ناحيه و از جانب جنوب به بلوك قونقرى . . . در ازاى اين بلوك از اقليد تا امن آباد بيست فرسخ ، پهناى آن از كشكان تا قريه چنار دو فرسخ و نيم و نام قصبه اين بلوك نيز آباده است و اقليد از توابع اوست و اين قصبه نزديك به 44 فرسخ شمالى شيراز است و عرض آن يعنى دورى از خط استوا 31 درجه و 12 دقيقه و طول آن يعنى دورى از گرينيچ 52 درجه و 18 دقيقه است . . . ( فارسنامه ناصرى ، تصحيح دكتر منصور رستگار فسايى ، ص 1239 ) . [ 6 ] . « خبرز ، شهرى كوچك است و هواى معتدل و آب روان دارد و غلّه و ميوه بسيار دارد و آبش از رود كر است و در آنجا غلّه و انگور بسيار بود و مواضع بيشمار از توابع آنجاست ، حقوق ديوانيش بيست و پنجهزار و پانصد دينار است . . . » ( نزهة القلوب ، ص 123 ) . [ 7 ] . در حدود العالم : « سرواب » ( ص 135 ) نزهة القلوب : سروات
هامش
( 1 ) .p: كلارد . ( 2 ) .p: كور . ( 3 ) .B: و بوم .