تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
« 1 » در طول و از قهستان تا نيريز در عرض و شهرهاء اين كوره اين است « 2 » : يزد [ 1 ] و اعمال آن چون : ميبد و نايين « 3 » و كثه « 4 » [ 2 ] و فهرج [ 3 ] و غير آن ، جمله از پارس است و ابتداء حدّ كورهء اصطخر است و آب آن ، همه از كاريزها باشد و هواء آن معتدل است امّا به حكم آنك بر كنار بيابان است ، ميل به گرمى دارد و ميوه‌ها از همه انواع باشد امّا هيچ ، بيشتر از انار نيست و انار ميبد « 5 » [ 4 ] نيكوتر است و به فهرج خربزه‌ها بود نيكو و شيرين و بزرگ [ و هندويانه بدآن مرتبه كه دو ، از آن ] « 6 » خربزه ، بر چهار پايى نهند . و از آن ناحيت ابريشم خيزد از آنچ درخت توت
شرح
است ، اين كوره بدان شهر ، باز خوانند از يزد تا هزار درخت در طول و از قهستان تا نيريز در عرض ، از توابع آن كوره است . اصطخر از اقليم سيم است طولش از جزاير خالدات فج ك و عرض از خط استوا ، ك . به قولى كيومرث بنياد كرد و به روايتى پسرش اصطخر نام و هوشنگ عمارت بر آن افزود و جمشيد به اتمام رسانيد چنان كه از حدّ خفرك تا آخر را مجرد مسافت چهارده فرسنگ طول آن بود و عرض ده فرسنگ . . . » . ( ص 120 نزهة القلوب ) . [ 1 ] . بايد در نظر داشت كه در دوره خلفا شهر يزد و ولايت آن روذان ( بين « انار » جديد و بهرام آباد ) قسمتى از كوره اصطخر و جزء ايالت فارس محسوب مىشد ولى بعد از هجوم مغول ، يزد ، جزء استان جبال گرديد ( سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 268 ) . [ 2 ] . در نزهة القلوب : شهر كهنه و در نسخه‌اى كثه حومه است ( ر ك ص 188 ) . ولى « كث و كثه » به نظر مىرسد كه درست‌تر باشد زيرا اصطخرى نيز كثه را ذكر مىكند . ( آثار تاريخى يزد ، ص 214 ) . لسترنج مىگويد : يزد در قديم كثه ناميده مىشد و ياقوت « كث » را بين ميبد و يزد مىداند و برخى آن را به معنى زندان گرفته‌اند و هنوز قريه‌اى در نزديكى يزد به نام « كشنويه » وجود دارد . ( آتشكده يزدان ، آيتى ، ص 30 ) . [ 3 ] . فهرج در پنج فرسخى يزد ، معرب فهره است . ( آتشكده يزدان ، عبد الحسين آيتى ) . « پهره » هم گفته شده است . ( ص 214 آثار تاريخى يزد ) . فهرج را از نقاطى دانسته‌اند كه در آنجا ميان اعراب و ايرانيان جنگ واقع شد . ( همانجا ص 213 ) . [ 4 ] . ميبد شهرى كوچك است و به آب و هوا و حاصل مانند يزد . ( نزهة القلوب ، ص 74 ) .
هامش
( 1 ) .B: هزار و درخت . ( 2 ) .P: « كه تفضيل داده‌ايد » اضافه دارد . ( 3 ) .P: نايين . ( 4 ) .BP: كنه . ( 5 ) .BP: ميبذ . ( 6 ) .BP: ندارد .B: اينجا سوراخى در كاغذ دارد . كلمه داخل قلاب به وسيله آقاى لسترانج از حافظابرو در متن قرار گرفته است .