تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

[ اركان و حدود پارس ]

بسط پارس و اعمال آن صد و پنجاه فرسنگ طول است ، در صد و پنجاه فرسنگ عرض . اركان پارس و شكل ولايت پارس ، چنان افتاده است كى قسمت حدود شرقى و غربى و شمالى و جنوبى ، بر چهار ركن مىافتد ، نه بر چهار حدّ و مثال آن مربّعى است كى هر زاويه از آن ، به يكى از حدود مىرسد برين جمله كى بر حاشيه اين ورقه صورت كرده آمده است و فرق ميان « 1 » اركان و حدود آن است كى اركان ، چهار زاويه مربّع باشد و حدود ، چهار پهلوء باشد ، درين مربّع كى صورت كرده آمده است ؛ [ 121
f
] و [ اگر ] در شكل پارس ، كى برزده [ 1 ] شده است ، تأمّل « 2 » افتد ، تحقيق اين معنى معلوم گردد و اركان پارس اين است : [ 1 ] . ركن شمالى ، متأخّم [ 2 ] اعمال اصفهان است و سرحدّ ميان پارس و اصفهان ، ايزد خواست و « 3 » يزد و ابرقويه و « 4 » سميرم . [ 2 ] . ركن شرقى ، متأخّم اعمال كرمان است بر صوب « 5 » سيرجان و سرحدّ
شرح
[ 1 ] . برزدن : به معنى رقم زدن ، نوشتن بر بالا يا روى چيزى . در جايى ديگر در فارسنامه ابن بلخى آمده است : « بيّاعان . . . قيمت عدل بر آن نهند و رقم برزنند . . . » [ 2 ] . متأخّم : آنچه كه حدّش به حدّى ديگر متصل است .
هامش
( 1 ) .p: ميانه . ( 2 ) .B: شدست كه خط خوردگى دارد پس از « تأمل » . ( 3 ) .Bp: ندارد . ( 4 ) .B: ندارد . ( 5 ) .Bp: صورت .