آن ، رودان است و اين رودان ، از اعمال پارس بود امّا به عهد سلطان شهيد ألب ارسلان - قدّس اللّه روحه - چون ميان پارس و كرمان ، حدّ مىنهادند ، اين رودان با كرمان گذاشت ، در روزگار قاوورد . [ 1 ]
[ 3 ] . ركن جنوبى به درياست كى بر حدود كرمان است و سرحدّ آن نواحى هزو [ 2 ] و سيف است بر ساحل دريا .
[ 4 ] ركن غربى ، متأخّم اعمال خوزستان است ، بر صوب « 1 » درياء عمّان ، سرحدّ ، ارّجان [ 3 ] است و ارّجان از اعمال پارس است امّا چون با كاليجار كناره شد [ 4 ] ، عامل آنجا يكى بود « وزير ابو العلاء » نام ، و با « هزار اسپ [ 3 ] » ، يكى شد و ارّجان به دو داد و چون هزار اسپ ، خوزستان ضمان مىكرد به ابتداء اين دولت قاهره - ثبّتها اللّه - ارّجان ، در جملهء آن اعمال گرفت .
شرح
[ 1 ] . پسر مهين چغرى بيك سلجوقى كه به ولايت طبسين و نواحى كرمان رسيد و سپس با ملك شاه جنگيد و شكست خورد و اسير شد و او را مسموم كردند و دو فرزندش را كور ساختند . ( ص 127 ، راحة الصدور ) .
[ 2 ] . حمد إله مستوفى مىنويسد : « هزو و ساويه دوديه است و چند ديه ديگر كه در آن حدود است ساحليّاتاند و از توابع دولتخانه قيس است و بغايت گرمسير است » . ( ص 120 نزهة القلوب ) .
[ 3 ] . ارجان : ارگان يا ارغان : شهرى است بزرگ و خرم با خواسته بسيار و نعمت فراخ و هوايى درست ، به روستاى وى چاهى آب است ، كى ژرفى آن به همه جهان نتوانند دانست و از وى مقدار يك آسيا آب برآيد و بر روى زمين برود و از اين شهر دوشاب نيك خيزد . ( حدود العالم ص 133 ) . اصطخرى مىنويسد چاهى دارد يك آسياوار آب از او برون مىآيد و كشت ايشان را آب دهد . مردمان اين قريه گويند كه بسيار جهد كرديم تا به رسن و سنگ اندازهء قعر آن بدانيم ، ممكن نشد . ( مسالك و ممالك ص 132 ) .
[ 4 ] . نام يكى از اتابكان لرستان است كه در قرن ششم مىزيسته و در اواخر آن قرن به حكومت رسيده و لواى استقلال برافراشته است و پس از وى گروهى از فرزندانش نيز در آن ديار حكومت كردند . ( تاريخ گزيده ، چاپ ليدن ، ص 538 تا 544 ) .
هامش
( 1 ) .p: ندارد .