تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

فصلى در ذكر پارس كى در اسلام به كجا مضاف « 1 » كردند ،

در روزگار ملوك فرس ، پارس [ 1 ] ، دار المك ايشان بود و از [ 120
f
] حدّ جيحون تا آب فرات ، بلاد فرس خواندندى ، يعنى شهرهاء پارسيان و از همهء جهان ، خراج و حمل « 2 » آنجا بردندى ، امّا چون اسلام ظاهر گشت و پارس گرفتند ، آن را از مضافات « 3 » عراق گردانيدند ، به حكم آنك لشكر اسلام چون بيامدند ، مقام به دو جاى كردند : يكى كوفه و ديگرى بصره و ازين هر دو جاى ، ظهور كردند و جهان گرفتند ، آن ولايت را به نام اين شهر ، باز « 4 » خواندند كى لشكر اسلام از آنجا بيامدند و بگرفتند ، چنانك لشكر كوفه ، قهستان و اعمال « 5 » اصفهان و رى تا
شرح
[ 1 ] . مملكت فارس يك قسمت بزرگ از ممالك جنوبى قسمت‌هاى ايران است و كناره‌هاى آن را در روزگارها به اختلاف گفته‌اند ، مثلا اگر بلوك را مهرمز و ناحيه فلّاحى را كه در اين نزديكى ، از جمع فارس موضوع گشته ، باز از توابع فارس شماريم ، در ازاى اين مملكت از جاشك موغستان عباسى تا بندر محمره فلاحى 233 فرسخ كاروانى و 215 فرسخ جغرافى است و پهناى اين مملكت از خيرآباد نىريز تا بندر بوشهر دشتستان 98 فرسخ كاروانى و 84 فرسخ جغرافى است . . . اما عرض و طول فارس يعنى دورى آن از خط استوا و گرىنيچ بر اين وجه است كه عرض اوايل و مبادى جنوبى اين مملكت ، مانند جاشك . . از خط استوا 25 درجه و 20 دقيقه است و عرض اواخر و منتهاى فارس از جانب شمال مانند « گندمان » سر حدّ شش ناحيه ، 31 درجه و 43 دقيقه است . پس ابتداى فارس بر رأى متقدمين از اقليم دويم باشد و انتهاى آن از اقليم سيم است اما بر رأى انگليسىها كه آبادى زمين را به 30 اقليم گرفته‌اند ، گندمان در اقليم چهارم باشد و طول مبادى فارس از جانب مشرق و جنوب 57 درجه و 48 دقيقه است و از جانب مغرب و شمال 48 درجه و 13 دقيقه است از گرى نيچ . ( فارسنامه ناصرى به تصحيح دكتر رستگار فسائى ، ص 899 ) . در حدود العالم ( قرن چهارم ) حدود فارس چنين است : « ناحيتى است كى مشرق وى ،
هامش
( 1 ) .pB: مصاف . ( 2 ) .p: دخل . ( 3 ) .pB: مصافات . ( 4 ) .p: شهريار براى شهرباز . ( 5 ) .B: اعمال وp: حيال .