دامغان و طبرستان بگشادند و آن ولايتها را جمله « ماه « 1 » الكوفه » ، گويند و در قبالهها چنين نويسند .
و لشكر بصره ، بحرين و عمّان و تيز « 2 » و مكران و كرمان و پارس و خوزستان و ديگر اعمال و ديار عرب كى متّصل آن است بگرفتند و آن ولايتها را « ماه البصره » گويند و در قبالهها چنين نويسند .
و پارس از مضافات « 3 » بصره است به حكم آنك لشكر بصره گشادند و آن را « ماه « 4 » البصره [ 1 ] » گويند و در قبالهها چنين نويسند .
شرح
ناحيت كرمان است و جنوب وى ، درياى اعظم و مغرب ، رود طاب است كى ميان پارس و خوزستان بگذرد و بعضى از حدود سپاهان است و شمال وى بيابان پارس است از كرگس كوه » . ( ص 130 ) .
حمد إله مستوفى مىنويسد : طولش از قومشه تا قيس ، صد و پنجاه فرسنگ و عرض از يزد تا حوز سيصد و بيست فرسنگ ، مساحتش هجده هزار فرسنگ باشد . ( ص 113 نزهة القلوب ) .
[ 1 ] . لسترنج ، مىنويسد : « پس از آنكه مسلمين با سپاهى از اهل بصره آنجا ( نهاوند ) را فتح كردند آن شهر و ولايت آن ، به « ماه البصره » موسوم گرديد زيرا خراجى كه از آن شهر حاصل مىشد ، به معاش كسانى كه در بصره از بيت المال ، مستمرى دريافت مىداشتند ، اختصاص داشت مانند خراج دينور كه به معاش اهل كوفه اختصاص داشت و از اين جهت دينور را « ماه الكوفه » مىگفتند . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 212 و 213 ) . در لغت نامه دهخدا آمده است : « نواحيى كه ما امروز همدان و كرمان شاه و دينور و نهاوند و پيشكوه گوييم ، در قديم كشور ماه مىناميدند و در ويس و رامين اين لفظ استعمال شده است كه باقى مانده « ماد » و « ماى » قديم است كه مركز مملكت مادى باشد . عرب بعد از فتح اين قسمت از ايران ، اين لفظ را به كار بردند ، منتهى به دو ماه قايل شدند و براى ماه نيز معنى ديگرى كه بعد در مكتب جغرافيا معمول گرديد ، تصور كردند و گفتند « ماه الكوفه » و « ماه البصره » و مجموع را « ماهات » نام نهادند . از ماه كوفه مرادشان دينور و كرمانشاهان تا حلوان بود و از ماه بصره مرادشان نهاوند و صيمره بود . مرحوم معين مىنويسد : « مسكن قوم ماد را نيز ماه مىناميدند و همين كلمه است كه در پهلوى و پارسى و نيز در تعريب « ماه » شده . ابو ريحان در كتاب الجماهر ( ص 205 ) نوشته : ماه عبارت است از زمين جبل و « ماهين » عبارت است از ماه بصره كه دينور باشد و ماه كوفه كه نهاوند باشد و اغلب به آن دو « ماه سبذان » را افزايند :زمين ماه يك سر باد ويران * چو دشت ريگ و چون شور بيابان( ويس و رامين )
هامش
( 1 ) .p: مآر .
( 2 ) .p: تبريز .
( 3 ) .Bp: مصافات .
( 4 ) .B: از ماهp: ما فى شايد اشتباها بجاى « صوافى » باشد .