تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
گرفته است و پسرى آورد [ 1 ] او را انوشيروان نام نهيد و رفت و مدّتى در آن سفر ماند ، تا مدد آورد و برادرش را قهر كرد و بزرگان فرس را استمالت نمود ، و در ميانهء اين اضطراب‌ها ، عرب دست برآورده بودند و پس بسيار اعمال به دست گرفته « 1 » و يكى از ملوك يمن ، كى او را شمر ذو الجناح [ 2 ] گفتند ، خروج كرده بود « 2 » و تا ما وراء النهر گرفته و غارت‌ها كرده و از آنجا به صين رفته و قصّهء آن دراز است و از جانب روم همچنين دست درازىها كرده بودند و قباد شوكت دفع عرب نداشت ، با ايشان صلح كرد و نان پاره‌يى [ 3 ] ، داد ، ايشان را و عزم غزاء [ 4 ] روم كرد ، درين ميانه پدر زنش آمد و انوشيروان را با مادرش آورد و در آن وقت نزديكى بالغ شدن انوشيروان بود ، چون قباد را خبر آمدن پسرش انوشيروان دادند ، خرّم گشت ، امّا خواست تا تجربت كند كى اين پسر از وى هست يا نه ، فرمود تا مادرش را و پسر را به كوشكى فرود آوردند تا آن روز و آن شب بياسودند و روز ديگر فرمود تا در ميان باغى ، بسا طى [ 86
f
] او گندند ، [ 5 ] چنانك هيچ بالش و دست [ 6 ] و صدر نبود ، چند كس را جمع آورد كى همگان هم شكل و هم زاد و هم صورت بودند ، چنانك تميزى نشايستى كردن و قباد و آن جماعت بر آن بساط ، همچون حلقه‌يى گرد ،
شرح
[ 1 ] . كريستين سن مادر انوشيروان را دختر اسپبدس بويهAspebedesboeسپاهبديا ايران سپهبد بويه ، مىداند و فردوسى مىگويد :يكى دخترى داشت دهقان چو ماه * ز مشك سيه بر سرش بر كلاهبيامد خردمند نزد قباد * چنين گفت كاين ماه جفت تو بادپسنديدى و ناگهان ديديش * بدان سان كه ديدى پسنديشقباد آن پرى روى را پيش خواند * به زانوى كند آورش بر نشاندپيرزاد جفت تو در شب يكى * كه از ماه پيدا نبود اندكى( 178 / 40 / 8 ) [ 2 ] . ر ك طبرى ج 2 ترجمه فارسى ص 643 تا 44 6 [ 3 ] . نان پاره به معنى اقطاع و تيول است . [ 4 ] . در متن « غزاة » به نظر مىرسد كه درست آن « غزاء » باشد . [ 5 ] . افكندند . [ 6 ] . بالش ، تخت - كرسى - سرير ، مسند ملوك ، صدر و قسمت بالاى خانه . ( دهخدا ) و ساده و چهار بالش .
هامش
( 1 ) .BAE: ادامه داده است و شمر كه او را شمرP: « ذو الجناح گفتند كى از ملوك يمن خروج كرده » بودند . ( 2 ) .BP: بودند .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 222 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى