معاودت از دست ندهد . پادشاه به قتل او يرليغ داد . بعضى گفتند اين « 1 » خليفه است ، اگر او را بكشند آفتاب سياه شود . هلاكو خان فرمود كه او را در نمد پيچيده بر عادت آنكه نمد مالند بمالند « 2 » ، اگر آفتاب متغير شود ترك او كنند . « 3 » مىماليدند تا آن زمان كه اعضا و ابعاض او متلاشى گردانيدند . مدت تمكّن « 4 » او هفده سال بود . عاقبت اساس خلافت بنى عباس « 5 » ، لباس خلاقت يافت . ( بيت ) « 6 » :
ستم تنها نه بر چون او كسى رفت * از اين بازى در اين پرده بسى رفت
و ذلك فى اوايل صفر سنه خمس و خمسين و ستمأية .
بعد از آن ابن علقمى توقّع داشت كه در معرض مساعى جميل و كدّ جزيل « 7 » آيد و نواخت در حق « 8 » او از حضرت هلاكو خان فايض گردد . همت ايلخانى « 9 » او را التفات نفرمود و گفت مطمح صلاح از وى برخاست « 10 » ، چون ولى نعمت خود را بد انديشيد و اضاعت حقوق در مقابله اصطناع و تربيت او روا داشت ، كوج دادن ما را نشايد . بعد از آن بغداد مدتهاى مديد « 11 » در دست فرزندان هولاكو خان بماند .
هولاكوخان در ثلاث و ستين و ستماية « 12 » وفات يافت . بعد از او « 13 » پسرش ابقا پادشاه شد . او در سنهء ثمانين و ستماية « 14 » به همدان در گذشت . « 15 » بعد از آن برادرش احمد خان پادشاه شد و او در سنهء ثلاث و ثمانين « 16 » و ستمأية بر دست ارغون خان پسر ابقا خان شربت فنا چشيد . بعد از او ارغون خان پادشاه شد و ارغون در سنهء احدى و تسعين و ستمأية نماند . بعد از او « 17 » كيخاتو خان « 18 » دو سال و كسرى سلطنت راند . بعد از او « 19 » بايد و خان چند ماه ، بعد از او « 20 » پادشاه عادل ، غازان خان ، در سنهء اربع و تسعين و ستمأية پادشاه
هامش
( 1 ) با ، مل : او .
( 2 ) مل : نمد مالان نمد مالند بمالند .
( 3 ) با ، گ ، مل : ترك گيرند .
( 4 ) با : تمكين .
( 5 ) با ، گ ، مل : بنى العباس .
( 6 ) اساس ندارد .
( 7 ) همه نسخهها جز مل : امداد .
( 8 ) همه نسخهها جز اساس : و رفق .
( 9 ) مل : ايلخان .
( 10 ) همه نسخهها جز اساس : برخواست .
( 11 ) با ، گ ، مل : بعد از آن مدتهاى مديد بغداد .
( 12 ) با ، گ : سبعمايه .
( 13 ) مل : آن .
( 14 ) با ، گ : سبعمايه .
( 15 ) با : به هم گذشت .
( 16 ) با : سمانين .
( 17 ) با : او .
( 18 ) با : كنحاتون .
( 19 ) با ، گ ، مل : آن .
( 20 ) با ، مل : آن .