چون نزديك ساورى هلاكو خان رسيدند ، خليفه پياده شد و با اكابر روان گشت . چون به سرا پرده رسيدند ، غلبه را از دخول مانع شدند . خليفه و پسران را با دو سه خادم بار دادند و در خيمهاى چون ظرف زمان موقوف كرد . سليمان شاه و دواتى و شرابى با چند خواصّ به ياساى پادشاه اختصاص يافتند . صباح ايلخان لشكر را فرمود تا آتش نهب و غارت و تاراج در بغداد زنند . در اوايل ديوار بارو كه از احكام « اجعل « 1 » بينكم و بينهم ردما » حكايت مىكرد و خندقى كه چون غور فكر عقلا عميق بود ، با خاك شارع موازى « 2 » ساختند . بعد از آن مانند شاهين جايع كه در گلهء كبوتران « 3 » افتد ، مطلق العنان و خليع « 4 » العذار در شهر آغاليدند . افراط قتل در بغداد به غايتى « 5 » انجاميد كه از خون كشتگان نهرى بر صفت نيل « 6 » از ( آب ) « 7 » سر به دجله نهاد « و مهلك « 8 » الحرث و النّسل « 9 » » بر اموال و مقنّعات « 10 » بغداد خوانده شد . پرده نشينان حرم كه ( بيت ) « 11 » :
سر فراگوش كنيزانش نيارست آرميد « 12 » * لؤلؤ كافوروش تا « 13 » نام خود لالا نكرد
در حريم حرمتش « 14 » الّا كه بر پوشيدگى « 15 » * دست مه گلگونه « 16 » بر روى گل رعنا نكرد
آفتاب اندر سرايش روى آمد شد نداشت * تا به تأنيثش « 17 » مسمّى واضع الاسما نكرد
چون زلف بتان ، موى كشان در برزن و اسواق بر آوردند ، هر يك دست خوش « 18 » عفريتى از لشكر تتار « 19 » شدند « 20 » و روز روشن پيش آن « 21 » امهات مكارم و محصّنات شب تار در « 22 » يك ساعت زلزله يوم القيامة « 23 » در مدينة السّلام ظاهر شد . القصه بغداد خراب شد « 24 » و ممالك عالم به ذخاير و نفايس آن معمور شد . معمور « 25 » اثاث و اوانى « 26 » زرّين و سيمين كه از مطبخ و
هامش
( 1 ) مل : اجل .
( 2 ) با : با خاك نثارى مواضع .
( 3 ) مل : كوران .
( 4 ) اساس ، با : خلع .
( 5 ) با : جايى .
( 6 ) مل ندارد .
( 7 ) اساس ، گ ندارند .
( 8 ) اساس ، مل : يهلك .
( 9 ) مل : بعد النسل .
( 10 ) اساس خوانده نشد . با : مصقات . گ ، مل : مقنعات ؟ .
( 11 ) اساس ندارد .
( 12 ) اساس : آوريد .
( 13 ) اساس : با .
( 14 ) اساس : حرمش .
( 15 ) با خوانده نشد .
( 16 ) مل : دست بر گلگونه .
( 17 ) با خوانده نشد .
( 18 ) گ : خودش .
( 19 ) با : تيار .
( 20 ) همه نسخهها جز مل : شد .
( 21 ) اساس : او .
( 22 ) با ، گ : ز يك ساعت .
( 23 ) همه نسخهها جز مل : القيام .
( 24 ) گ ، مل ندارند .
( 25 ) مل : مغولات .
( 26 ) با خوانده نشد .