رغايب « 1 » تواند بود . چون خليفه مبذول دارد ، بعد از تأكّد « 2 » قواعد استيناس « 3 » ، به حسن تدبير بناى مظاهرت به مصاهرت مستحكم گردانيده « 4 » ، در تمهيد اسباب تناصر « 5 » و تظافر توفّر « 6 » نمائيم . دخترى ازدواج خانيّت به جهت خلف الصّدق امير المؤمنين در ربقهء ازدواج آيد ، و درّهاى از صدف بحر اماميّت « 7 » در زوجيّت پسر او منسلك شود . بدين مقدّمات ، عرصهء ملك و دين ، سمت مشاركت گيرد ، در ميانه اموال و دماء مسلمانان مصون و محفوظ « 8 » بماند . « 9 » در اين حال سيلاب خوف « 10 » و فزع در اندرون خليفه چنان جارى بود كه تميّز حق از باطل نمىكرد و فرق ميان صدق و كذب بر وى مبهم و پوشيده بود . چون ظاهر اين كلات بر تقدير توافق اسباب و حصول وسايل موافق مصلحت نمود ، در اين قضيه بىتصوّر نقيض « 11 » مقدّم بر صحت تالى حكم كرد . حاصل سخن آنكه چون روز دولت « 12 » مستعصم شمار عباسيان داشت و راضى « 13 » از خلافت « 14 » . . . « 15 » مضاجع معتمد و مستظهر كه به مجرد مواد مالى على الدّوام منصور و بر مراد قادر خواهد بود و واثق كه به ارشاد ابن العلقمى مهتدى و رشيد گردد و از غايلهء سطوات هلاكو خان چون هارون به بيعت موسى مأمون . « 16 » و اللّه هو النّاصر المقتدر المعين و الهادى الى المنهج المبين .
روز يكشنبه چهارم صفر سنهء خمس و خمسين و ستمأية « يوما عبوسا قمطريرا » ، با هر دو پسران ، ابو بكر و عبد الرّحمن ، و كوكبهاى عظيم از علويان « 17 » و دانشمندان و اولياء دولت و مقرّبان حضرت و وجوه لشكر و خواص غلمان « 18 » و خادمان ، از شاهراه شهرستان عدم اعنى درب بغداد بيرون رفت . ( شعر ) « 19 » :
اه من عزمته « 20 » به غير اياب « 21 » * اه من حسرته على الارباب
هامش
( 1 ) با : رعايت .
( 2 ) مل : تأكيد .
( 3 ) اساس ، با ناخواناست .
( 4 ) اساس ، با ، گ : گردانيم .
( 5 ) با : به ناصر . اساس : به تناصر .
( 6 ) با : توفير .
( 7 ) اساس : امامت .
( 8 ) . با : مخوف . اساس ، گ : محفوف .
( 9 ) با ، گ : بمانند .
( 10 ) مل : حزن .
( 11 ) مل : تصور و نقيض .
( 12 ) مل ندارد .
( 13 ) گ ، مل : اراضى .
( 14 ) گ ، مل : خلاف .
( 15 ) يك كلمه در همه نسخهها ناخواناست ( تلين - عين - بيمن ! )
( 16 ) مل : مأمون گردد .
( 17 ) با : عاديان .
( 18 ) گ ، مل : غلامان .
( 19 ) اساس ندارد .
( 20 ) اساس ، مل خوانده نشد .
( 21 ) با ، گ : اناب .