تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
رغايب « 1 » تواند بود . چون خليفه مبذول دارد ، بعد از تأكّد « 2 » قواعد استيناس « 3 » ، به حسن تدبير بناى مظاهرت به مصاهرت مستحكم گردانيده « 4 » ، در تمهيد اسباب تناصر « 5 » و تظافر توفّر « 6 » نمائيم . دخترى ازدواج خانيّت به جهت خلف الصّدق امير المؤمنين در ربقهء ازدواج آيد ، و درّه‌اى از صدف بحر اماميّت « 7 » در زوجيّت پسر او منسلك شود . بدين مقدّمات ، عرصهء ملك و دين ، سمت مشاركت گيرد ، در ميانه اموال و دماء مسلمانان مصون و محفوظ « 8 » بماند . « 9 » در اين حال سيلاب خوف « 10 » و فزع در اندرون خليفه چنان جارى بود كه تميّز حق از باطل نمىكرد و فرق ميان صدق و كذب بر وى مبهم و پوشيده بود . چون ظاهر اين كلات بر تقدير توافق اسباب و حصول وسايل موافق مصلحت نمود ، در اين قضيه بىتصوّر نقيض « 11 » مقدّم بر صحت تالى حكم كرد . حاصل سخن آنكه چون روز دولت « 12 » مستعصم شمار عباسيان داشت و راضى « 13 » از خلافت « 14 » . . . « 15 » مضاجع معتمد و مستظهر كه به مجرد مواد مالى على الدّوام منصور و بر مراد قادر خواهد بود و واثق كه به ارشاد ابن العلقمى مهتدى و رشيد گردد و از غايلهء سطوات هلاكو خان چون هارون به بيعت موسى مأمون . « 16 » و اللّه هو النّاصر المقتدر المعين و الهادى الى المنهج المبين . روز يكشنبه چهارم صفر سنهء خمس و خمسين و ستمأية « يوما عبوسا قمطريرا » ، با هر دو پسران ، ابو بكر و عبد الرّحمن ، و كوكبه‌اى عظيم از علويان « 17 » و دانشمندان و اولياء دولت و مقرّبان حضرت و وجوه لشكر و خواص غلمان « 18 » و خادمان ، از شاهراه شهرستان عدم اعنى درب بغداد بيرون رفت . ( شعر ) « 19 » :
اه من عزمته « 20 » به غير اياب « 21 » * اه من حسرته على الارباب
هامش
( 1 ) با : رعايت . ( 2 ) مل : تأكيد . ( 3 ) اساس ، با ناخواناست . ( 4 ) اساس ، با ، گ : گردانيم . ( 5 ) با : به ناصر . اساس : به تناصر . ( 6 ) با : توفير . ( 7 ) اساس : امامت . ( 8 ) . با : مخوف . اساس ، گ : محفوف . ( 9 ) با ، گ : بمانند . ( 10 ) مل : حزن . ( 11 ) مل : تصور و نقيض . ( 12 ) مل ندارد . ( 13 ) گ ، مل : اراضى . ( 14 ) گ ، مل : خلاف . ( 15 ) يك كلمه در همه نسخه‌ها ناخواناست ( تلين - عين - بيمن ! ) ( 16 ) مل : مأمون گردد . ( 17 ) با : عاديان . ( 18 ) گ ، مل : غلامان . ( 19 ) اساس ندارد . ( 20 ) اساس ، مل خوانده نشد . ( 21 ) با ، گ : اناب .