پردهء تقدير واردى به مظهر وجود خواهد پيوست ، موجبات آن لا محاله از چرخ ببارد از زمين بر رويد . « 1 » حسن تدبّر و طول تفكّر مردم دانا و كثرت اعوان و زور بازوى لشكر توانا نه « 2 » همانا كه هيچ تأثير تواند كرد « لا مردّ لقضائه و لا معقب لحكمه » .
بعضى از خوشامد گويان پيش خليفه گفتند لشكر مغول را با « 3 » بغداد مقاومت به چه وجه ميّسر شود . اگر عورات و صبيان نارسيده از بام خانهها با خشتهاى پخته به مدافعت برخيزند ، همه را در مضايق و مشارع محلات ناچيز گردانند . « 4 » فى الجمله بدين تسويلات ، نظر « 5 » و نخوت و عجب و كبر بر مزاج خليفه چنان استيلا يافته بود كه در خيالش نمىگذشت كه هرگز كسى ايشان را از بغداد « 6 » اخراج تواند كرد . تا « 7 » در اواخر ذى الحجهء سنه اربع و خمسين و ستمأية ، [ كه چون روز ] « 8 » عاشورا « 9 » روز مقتل بود و عرصات بغداد مانند كربلا موضع « 10 » كرب و بلا ، لشكر عقارب آثار ملايك « 11 » ديدار معافصة « 12 » از راه بعقوبه به عقوبت و نكال برسيدند . « 13 » خليفه از روى اضطرار « 14 » بفرمود تا دروب را استوار كردند ، و بر بارو متجنّدهء حاضر مستعد و متشمّر بداشت . دواتى « 15 » و شرابى و سليمان شاه و ديگر وجوه لشكر و مماليك خاصّه تكثير سواد را از عامهء بغداد گروهى « 16 » انبوه با انواع اسلحه جمع آمدند . روز ديگر از اطراف و جوانب روى به شهر بغداد ( كردند ) « 17 » و لشكر خليفه از اندرون شهر ، چنان كه زلزله را با فشردن قدم ساكن گردانند يا دريا را به انباشتن تخويف كنند ، متشمّر آلات ضرب و رمى « 18 » گشتند ، مجانيق و عرّادات نصب يافت . « 19 » آن روز تا شب محاربت قايم و مكاوحت دايم بود . تير چرخ و ناوك زوبين و سنگ فلاخن « 20 » و منجنيق از طرفين چون بريد دعاء ابرار در انصعاد و مانند
هامش
( 1 ) با : برويد .
( 2 ) فقط در اساس .
( 3 ) مل : تا .
( 4 ) گ : گردانيد .
( 5 ) با ، گ ، مل : نظر . اساس : نطر .
( 6 ) گ : كسى از بغداد ايشان را .
( 7 ) مل : تا او را .
( 8 ) با ، گ ، مل ندارند .
( 9 ) با ، گ ، مل : در عاشورا كه .
( 10 ) با : مواضع .
( 11 ) مل ندارد .
( 12 ) اساس ، گ ، مل : مغافضه . با : معاقصه . تصحيح قياسى است .
( 13 ) مل : رسيدند . گ : در رسيدند .
( 14 ) مل : اضطراب و اضطرار .
( 15 ) اساس : دواتيان .
( 16 ) مل : گروه .
( 17 ) اساس ندارد .
( 18 ) مل : رومى .
( 19 ) مل : يافته .
( 20 ) گ : ناوك و زوبين و سنگ و فلاخن .