در اين « 1 » ايّام كه بندگى حضرت به محاصرهء اصفهان مشغول بود ، از دار الملك شيراز خبر رسيد كه اهالى فارس چون از قدوم مواكب ميمون خبردار گشتند و از نواسم دولت حضرت سلطنت شعارى بويى به مشام جان ايشان رسيد ، و امارت فتح و نصرت معاينه ديدند و مخايل ادبار از وجنات صفحات « 2 » احوال مخالفان مشاهده كردند ، شيخ محمّد سارق كه حاكم و داروغه شهر بود به موجب حكم امير زاده اسكندر با اصول و اكابر شهر مشورت نموده فكرى عاقلانه كردند و گفتند شك نيست كه حضرت سلطنت شعارى - خلّد اللّه تعالى ملكه « 3 » - فتح اصفهان خواهد فرمود . بعد از آن اين بندگان را ضرورت بدان درگاه طلب دارند . اگر بيشتر كسان فرستيم و دولتخواهى و يك جهتى عرضه داريم ، خدمتكارى به جاى آورده باشيم .
چون بر اين قضيّه يك جهت گشتند « 4 » ، كسانى را كه گمان بردند كه با ايشان در اين امر « 5 » مخالفت نمايند مقيّد گردانيدند مثل شيخ يساول و يوسف قورجى و دارا كه معتمدان امير زاده اسكندر بودند . پسر امير زاده اسكندر و پسران امير عبد الصّمد را گرفتند و خطبه و سكّهء آن ممالك به نام و القاب همايون بار ديگر زيور « 6 » سر منبر و شرف روى دنانير « 7 » گردانيد . تحف و هدايا به حسب اقتضاى وقت و حال و اندازه توان و امكان به درگاه عالم پناه فرستاد و اظهار اذعان و انقياد نمود . و حضرت سلطنت شعارى را چون كيفيّت اين قضيّه به تحقيق پيوست بكنه « 8 » بخشى و لطف اللّه بن بابا تيمور را به ضبط اموال و حكومت آن ديار مقرر گردانيده بدان طرف روانه فرمود . امير محمد صوفى ترخان را با جلبانشاه « 9 » برلاس بفرستاد كه پسر امير زادهء اسكندر و پسران امير عبد الصّمد را به اردوى همايون رسانند « 10 » .
محاصرهء اصفهان مدّت پنجاه روز برداشت تا در ثانى جمادى الاول حضرت سلطنت شعارى فرمان فرمود تا مجموع لشكرها از يمين و يسار در حركت آيند . عساكر منصوره
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : در آن .
( 2 ) با : جناب صفات .
( 3 ) جملهء دعائيه را مل ندارد .
( 4 ) با : گشتيم .
( 5 ) مل : در اين امر با ايشان .
( 6 ) اساس : انور .
( 7 ) مل : سيم و زر .
( 8 ) همه نسخهها بىنقطه . تصحيح قياسى است .
( 9 ) همه نسخهها : حلبانشاه .
( 10 ) با : رسانيد .