رسيدن حضرت سلطنت شعارى به دار الملك اصفهان و مسلّم شدن ممالك « 1 » فارس
امير زاده اسكندر چون با حضرت سلطنت شعارى بنياد مخالفت نهاد ، شهر اصفهان را بزرگتر گردانيد و قلعهء طبرك را داخل شهر كرد « 2 » و ديوار « 3 » آن را عمارت ساخت و مجموع لشكرهاى خود را آنجا جمع گردانيد . چون رايات همايون بدان حوالى رسيد و ما بين الفريقين زيادت مسافتى نماند ، اكثر سپاه امير زاده اسكندر امارات نصرت و ظفر از صفحات احوال عساكر منصوره مشاهده كردند و علامات نكبت و ادبار و زوال اقبال از و جنات آمال « 4 » خويش بر خواند . روز به روز بر تواتر و تعاقب هر كه را بخت ياورى كرد « 5 » و اقبال مساعدت نمود « 6 » و مجال فرصت يافت ، از آن طرف رويگردان گشته و در زمرهء خيل « 7 » و خدم ، و سلك عبيد و حشم حضرت سلطنت شعارى داخل و منتظم مىشد .
چون به ظاهر اصفهان فرود آمدند « 8 » از هر طرف سوار و پياده بيرون مىآمدند و جنگ مىكردند . و از اين طرف نيز بر ايشان مىتاختند . بين الفريقين چند روز محاربات عظيم رفت تا بدان زمان كه عاجز شدند و ديگر قوّت بيرون آمدن نداشتند . حضرت سلطنت شعارى بفرمود تا تمامت ديوارهاى حصار را به طناب پيموده بر امر قسمت كردند « 9 » و فرمان فرمود كه چنان محافظت نمايند كه من بعد از هيچ دروازه و غيره كسى بيرون نتواند آمد . تومان تومان و هزاره هزاره ديوارهاى حصار را بخش كرده در روز « 10 » يكشنبه چهاردهم ربيع الاول سنه سبع عشر و ثمانماية بر مثال طوق پيرامن شهر اصفهان فرو گرفتند و چون هاله بر گرد قمر به اطراف شهر و قلعه محيط شد . « 11 »
هامش
( 1 ) با ندارد .
( 2 ) با : گردانيد .
( 3 ) فقط در اساس ، مو .
( 4 ) مل : نكبت و ادبار و زوال از و جنات اقبال .
( 5 ) با : يارى نمود .
( 6 ) با : كرد .
( 7 ) همه نسخهها جز مل : خول .
( 8 ) گ ، مل : آمد .
( 9 ) مل : نمودند .
( 10 ) گ ، مل ندارند .
( 11 ) با : باشد .