تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
و رعايت و شفقت و عنايت او هر يك اميرى و بزرگى شديم . « 1 » امروز اگر چند امير زاده اسكندر فرزند زادهء آن حضرت است ، امّا سلوك بر جاده ندارد و بر قول و فعل « 2 » او زياده اعتمادى نيست ؛ و فرزند به ولايت به همه حال از فرزند زاده اولى و اقرب باشد . امير و امير زاده شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه - فرزند حضرت امير صاحبقران است . به حمد اللّه تعالى فرمانفرماى اقاليم عالم و پادشاه ربع مسكون است . عالميان در كنف رعايت ميمون و سايهء رأفت همايون او آسوده و غنوده و جلباب امن و راحت و آسايش و فراغت و در سر كشيده . هر بختيار « 3 » كه بدين معتصم اعتصام نمود و بدين مستمسك تمسّك كرد ، در وحل هيچ خذلان نماند و به مراد و مرام دنيى و عقبى رسيد . و قومى كه سر از ربقهء اين طاعت بر تافتند و تكيه بر حول و قوت و طول و نخوت خود كرد ، عياذا بالله در هاويهء خسران و عصيان افتاد . « ذلك هو الخسران المبين » . چون اين فصول و ماجرا در ميان آمد و دقايق و نكات و رموز و اشارت آن به براهين مشاهدات كه در شهور و سنوات گذشته ظاهر گشته است مقابله گردانيدند . هر يك « 4 » بر امتثال مثال حضرت سلطنت شعارى ديگرى را راغب‌تر از خود ديد و در هواى عبوديّت اين حضرت غالب‌تر « 5 » از خويشتن يافت . مجموع ، حلقهء طاعت در گوش كردند و به « 6 » سمت عبوديّت موسوم شد . جمله به اتّفاق گفتند ما را صلاح نيست كه با اين لشكر جنگ كنيم . و چون امير زاده يوسف خليل نسبت با اين حضرت - چنانچه ذكر آن در باب خراسان مشروح گردد إن شاء اللّه تعالى - شيوهء « 7 » كفران نعمت سپرده با مخالفان اتّفاق كرده بود ، بر او « 8 » اعتماد نكردند و اين سرّ با او در ميان ننهادند « 9 » ؛ اگر چند كرم ذاتى و حفاوت « 10 » غريزى حضرت سلطنت شعارى زياده از آن است « 11 » ، گناه را كرم او به از هزار شفيع
هامش
( 1 ) مل : شده‌ايم . ( 2 ) مل : عقل . ( 3 ) با : بختيارى . ( 4 ) اساس : هر يك را . ( 5 ) گ ، مل : عالىتر . ( 6 ) با ، گ ندارند . ( 7 ) مل : سبق . ( 8 ) با : بر آن . ( 9 ) اساس : بنهادند . ( 10 ) با : سخاوت . مل : عطوفت . ( 11 ) اساس ، گ ، مل : زياده از آن است ، بيت .