تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
چگونه از عهدهء وظايف ارزاق خدم و حقوق مواجب سپاه و حشم بيرون آيد ؟ « 1 »
چو خسرو كند ميل مستى و خواب * شود بىگمان كار ملكش خراب مقاسات رنج و تعب كردن است * ايالت نه بازى و مى خوردن است « 2 »
يكى از تدبيرات امير زاده اسكندر آن بود كه چون با حضرت سلطنت شعارى - خلّد اللّه ملكه و سلطانه - اظهار مخالفت كرد و راهها چنانچه شرح داده آمد در بند ساخت و فرمود تا مراتع « 3 » رى و آن نواحى را كه ممر عساكر منصوره بود آتش زدند و ايلچيان به سرحدها روانه فرموده ، هر يك از حكام نواحى را بر موافقت خود و مخالفت حضرت سلطنت شعارى تحريص و ترغيب نمود ، بغى و عدوان و تمرّد و طغيان « 4 » خود معلوم دور و نزديك و ترك و تازيك « 5 » گردانيد . بعضى از آن ايلچيان با مكتوبات به دست لشكريان بندگى حضرت سلطنت شعارى افتادند . چون به عرض رسيد و بر مضمون آن « 6 » وقوف افتاد ، آنچه پيشتر از امير زاده اسكندر باز مىنمودند ، آن را بر بهتان و دروغ كه ارباب حقد و حسد افترا كنند حمل مىفرمود ، اين زمان نقاب ظنّ از پيش چهرهء يقين برخاست « 7 » و اين معنى به تحقيق پيوست . فى الجمله به موجب اين مقدّمات در چهاردهم محرم سنه سبع عشر و ثمانماية رايات همايون و اعلام ميمون از جلگاء « 8 » مازندران بر صوب رى حركت فرمود . اركان زمين از بار سلاح مواكب در تزلزل آمد ، و سقف آسمان از زخم نعل مراكب در جنبش « 9 » :
از صف لشكر فكنده جنبش اندر كوه و دشت * در تف خنجر فكنده جوشش « 10 » اندر بحر و برّ
چون رايات همايون به خوار رى رسيدند جمعى نوكران امير زاده اسكندر از اصفهان گريخته به بندگى حضرت آمدند و تقرير كردند كه لشكرى « 11 » از صفاهان « 12 » نامزد
هامش
( 1 ) مل : بيرون آيد ، نظم ، گ : بيت . ( 2 ) با فقط مصراع دوم بيت آخر را دارد . ( 3 ) با ، گ : مرابع . ( 4 ) با : عصيان طغيان . ( 5 ) با : تاجيك . ( 6 ) با ندارد . ( 7 ) با ، گ ، مل : برخواست . ( 8 ) اساس ، با : حكماء . ( 9 ) با ، گ ، مل : در جنبش ، بيت . ( 10 ) اساس : جوشن . ( 11 ) اساس : تقرير كردند لشكر . ( 12 ) با ، گ ، مل : اصفهان .