شيراز رود و از آنجا به هر جانب كه صلاح باشد متوجه شود . بدين عزم از جعفر آباد خيمهها به طرف دروازهء فسا بردند . از جملهء نوكران شاه منصور ، عوض شاه نامى پيش او تقرير كرد كه شيرازيان بر ما طعنه مىزنند و مىگويند : « تركش به حرامان . « 1 » تا امروز بر ما حكم « 2 » كرديد و هر چه خواستيد از ما گرفتيد . « 3 » اين زمان كه وقت شمشير زدن است مىگريزيد . تقدير الهى چنين بود » .
اين سخن سبب شد كه شاه منصور ترك عزيمت گريختن كرد و دل بر مقاتله « 4 » نهاد ، بلكه دل از جان برداشت . آنچه در خزانهء او موجود بود از نقود و اجناس و اقمشه به لشكريان داد و با آن مقدار مرد كه داشت مستعدّ حرب و قتال شد . حضرت امير صاحبقران چون به نزديك شيراز رسيد ، دو قول « 5 » يكى جهت خاصّه شريفه و يكى جهت مخدوم زاده امير محمد سلطان ترتيب فرمود . در قيتول لشكر امير صاحبقران ، امير زاده پير محمّد را بازداشت و امير تيمور خواجه بن آق بوقا در خدمت ركاب او قراول « 6 » معيّن شد . و در جانب دست چپ امير زاده پير محمد سلطان بهادر ، و قيتول او شيخ تيمور بود .
و حضرت سلطنت شعارى ، شاهرخ - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - را فرمان شد كه در پيش رود ، و عثمان بهادر را امر « 7 » فرمود تا به اسم قراول روانه شود . شاه منصور به « 8 » موضعى كه به كود باطيله « 9 » مشهور بود « 10 » ايستاده مترصّد فرصت مىبود . چون قراولان حضرت صاحبقرانى نزديك رسيدند و قراول لشكر شيراز را ديدند ، در مغاكى خود را پنهان گردانيدند ، چندانكه قراول دشمن از ايشان بگذشت . صاين تيمور و اولوس و تموك و مولى و قرا محمّد و بهرام به يكبارگى به قراول دشمن تاختند و ايشان را در ميان گرفتند . آخر الامر بهرام بهادر اسب بوزكولوك « 11 » امير صاحبقران برنشسته بود ، تاخته به دشمن رسيد و ران يكى از ايشان « 12 » قلم كرد و او را گرفته به بندگى حضرت صاحبقران
هامش
( 1 ) همه نسخهها چنين است .
( 2 ) با : حكم بر ما .
( 3 ) اساس : خواستند . . . . گرفتند .
( 4 ) اساس : معاثلت .
( 5 ) با : قيتول .
( 6 ) با خوانده نشد . گ ، مل ندارند .
( 7 ) گ ، مل ندارند .
( 8 ) با ندارد .
( 9 ) مو : مكود باطله .
( 10 ) گ ، مل : است .
( 11 ) اساس : نوركولوك . بقيه نسخهها : بوركوبوك . تصحيح قياسى است .
( 12 ) اساس : دشمنان مل : ايشان را .