تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
نيز بر عقب روانه شد . غنيمت و مال بسيار گرفتند . از موضع آق غورقان « 1 » گذشته به ولايت كازرون رسيد . بعد از آن « 2 » فرمان بندگى حضرت صاحبقرانى رسيد كه به طرف شيراز مراجعت نمايد . بر حسب « 3 » فرمان حاضر شد . حكم شد كه به جهت ضبط امور مملكت و تمهيد قواعد دين و دولت در فارس توقّف فرموده ، قبض و بسط و حلّ و عقد ممالك فارس كه واسطهء قلادهء ممالك و غرّه ديباچه مجموع بلاد است . بر رأى رزين و عقل دوربين او متعلّق باشد ، بر موجب فرموده به تقديم رسانند . و حضرت صاحبقرانى را طوى كرده انواع خدمات به جاى آورد و دقايق تكلّفات در آن ابواب مرعى داشت . بعد از آن به ضبط امور مملكت اقدام نمود و در دفع ظلم و ظالمان و رفع قواعد ناپسنديدهء ايشان آنچه « 4 » وظيفهء سعى و اجتهاد بود مبذول داشت . و چون « 5 » اولاد و احفاد محمّد مظفّر در آن ممالك تسلّط يافته بودند « 6 » و هر يك در شهرى و موضعى سكّه و خطبه به نام خود كرده ، و اقارب چون عقارب « 7 » با هم در افتاده قصد خون و عرض و مال يكديگر مىكردند ، بدين واسطه كافّهء رعايا دايم دستخوش حوادث و جوركش نكبات گشته ، هرج « 8 » و مرج به حال رعايا راه يافته بود « 9 » و امور مملكت از نسق و نظام افتاده . « 10 » بعد از قتل شاه منصور مجموع حكام عراق عجم و فارس و كرمان كه از نسل محمّد مظفّر بودند در تحت حكم « 11 » در آمدند . در نفى و ابقاء با ملازمان دولت مفاوضت « 12 » پيوست . عرضه داشتند « 13 » كه مدتى مديد است كه تا « 14 » ايشان در اين ديار حاكم « 15 » بوده‌اند ، اگر از اين ورطه خلاص يابند و ميان ايشان و رايات جهانگشاى بعد مسافتى پيدا آيد ، در حساب است كه مردم از اطراف بر ايشان جمع شوند و استنشاق استعداد و احتشاد كنند ، باز تدارك آن مهمّ را به تجشّم ركاب گردون ساى و تحمّل كلفت چندين هزار عنان احتياج افتد . مرد « 16 » عاقل به اختيار فرصت فايت نگرداند . و مكنت امكان به
هامش
( 1 ) اساس : اق عورمان ! . بقيه نسخه‌ها : او عورقان . تصحيح قياسى است . ( 2 ) اساس ندارد . ( 3 ) گ ، مل : بر موجب . ( 4 ) با : ايشان را . ( 5 ) با : و امير خون . ( 6 ) با : يافته‌اند . ( 7 ) با : اقارب . ( 8 ) اساس : خرج . ( 9 ) مل ندارد . ( 10 ) مل : افتاده بود . ( 11 ) گ ، مل : حكومت . ( 12 ) اساس : معاوضت . ( 13 ) با : داشت . ( 14 ) اساس : با . ( 15 ) با : حكم . ( 16 ) اساس : مردم .